دروس هيئت و ديگر رشته هاي رياضي - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ٧٣٢ - رساله( كل فى فلك يسبحون) در بيان فلك
و قوله تعالى شأنه : ( لا الشمس ينبغى لها أن تدرك القمر و لا الليل سابق النهار و كل في فلك يسبحون) . ( يس ٤١ )
بحث از فلك هم در طبيعيات و الهيات فلسفه به ميان آمده است , و هم در كتب هيئت , و هر يك را در اثبات آن نظرى خاص است كه گفته آيد .
اما در طبيعيات فلسفه يكبار براى اثبات محدد الجهات بحث از فلك را پيش كشيده اند كه ماهيت و صورت آن چيست , و يكبار براى اثبات محرك اجرام علومى كه ستارگانند . سپس مسائلى متفرع بر اثبات افلاك در الهيات فلسفه ذكر كرده اند .
اما در علم هيئت غرض و نظر اولى از افلاك , فقط مدارات و دوائر است . پس از آن براى تسهيل در تفهيم انواع حركات كواكب , افلاك مجسمه يعنى آسمانهاى جسمانى تصوير كرده اند . و در حقيقت بحث از افلاك مجسمه در كتب هيئت , دخيل و استطرادى است نه اصيل و استقلالى . و به تعبيرى بحث از افلاك مجسمه در علم هيئت , نظير بحث از الفاظ در علم منطق است .
بيان :
اما بيان اثبات محدد الجهات در طبيعيات اين كه مراد آنان از جهات دو جهت طبيعى( : علو مطلق , و سفل مطلق) است كه از آن دو تعبير به فوق و تحت - يعنى بالا و پايين - مى شود . و مقصود آنان از سفل مطلق , زمين و مركز آنست . و مقصود از علو مطلق , مقابل آنست كه فلك نهم است كه آن را جسم كه محيط بر عالم جسم و جسمانى مى دانند كه مركز كره زمين مركز آنست . فلك نهم را محدد الجهات و فلك الأفلاك و معدل النهار و فلك اطلس نيز گويند .
بعد از اثبات دو جهت طبيعى , چهار جهت ديگر نيز بر آن دو متفرع مى شوند كه مجموع را جهات ششگانه گويند . مثلا قامت شخص انسانى كه به نحو طبيعى ايستاده است , شش جهت بالا و پايين و راست و چپ و پيش و پس از آن اعتبار مى شوند .
محدد به معنى تحديد و تعيين كننده است . و اثبات محدد الجهات بدين سبب پيش آمده است كه اجسام ثقيل چون سنگ و گل مثلا به سوى زمين - يعنى پائين -