دروس هيئت و ديگر رشته هاي رياضي - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ٥٩٨ - ظل مبسوط و منكوس
خط افتد , شمس در وسط سماء ( به استواء است ) و از دائره نصف النهار زايل ( يعنى مايل ) نشده است , پس چون سايه آغاز كرده است كه از اين خط ( بسوى مشرق ) درآيد دليل است كه شمس از دائره نصف النهار زايل شده است .
( دائره ياد شده از قطع خط نصف النهار به دو نيمه شود , يعنى دو قوس شرقى و غربى باهم برابر كه هر يكى نصف دور است , پس ) اگر هر يك از اين دو قوس را تنصيف كنى ( كه دائره به چهار ربع متساوى تقسيم شود ) و ميان آن دو منتصف را به خطى ( مستقيم كه از مركز دائره گذرد ) وصل كنى , اين خط با خط نصف النهار يكديگر را به چهار زاويه قائمه ( در مركز دائره ) تقاطع مى كنند . و اين خط , خط مشرق و مغرب است ( و آن در سطح دائره اول سموت است , چنانكه خط شمال و جنوب أعنى خط زوال در سطح دائره نصف نهار ) كه يك طرف آن ( اگر امتداد داده شود ) به نقطه مشرق اعتدال متصل مى شود , و طرف ديگر آن به نقطه مغرب اعتدال .
احتياج به دائره هنديه در باب قبله ( نيز ) خواهد آمد , چه اين كه بدين دائره قبله به نوعى تحقيق دانسته مى شود .
و از طرق دقيق كه بدان زوال شناخته مى شود اسطرلاب , ربع دائره , و دائره معدل و ديگر آلات رصدى است كه در اعمال رصدى بكار آيند ( ربع دائره و دائره معدل دو آلت رصدى اند , با دائره معدل النهار , و ربع دائره متعارف اشتباه نشوند ) , و بعضى از اصحاب اين طرق را نيز ذكر كرده است .
بحثى شريف در اين جا مانده است كه ناچار بايد بدان آگاهى داد . و آن اين كه مصنف ( علامه حلى ) و گروهى , بلادى را كه زوال در آنها به حدوث ظل بعد از عدم آن دانسته مى شود , به مكه و صنعاء در اطول ايام سنه مثال زده اند - و اطول ايام سنه روزى است ( در نيم كره شمالى ) كه شمس به رأس سرطان نازل مى شود .
و بعضى چنين گفته است كه زوال ظل در مكه و صنعاء به بيست و شش روز پيش از فرارسيدن درازترين روز سال است , و همينطور زوال ظل در هر روز امتداد