دروس هيئت و ديگر رشته هاي رياضي - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ٧٣٣ - رساله( كل فى فلك يسبحون) در بيان فلك
مى آيند . و اجسام خفيف چون دود و بخار مثلا به سوى آسمان - يعنى بالا - مى روند . آيا زمين آنچه را كه از جنس خود او ثقيل است به سوى خود مى كشد , و آنچه را كه خفيف است به سمت مقابلش دفع مى كند ؟ و يا اين كه چون زمين هر چه را كه ثقيل است به سوى خود مى كشد , لازمه اين جاذبه اين است كه قهرا أشياء خفيفه بسوى بالا دفع شوند ؟ و يا جسم خاصى به نام آسمان و فلك و محدد الجهات هرچه را كه سبك است به سوى خود مى كشاند , و هرچه را كه سنگين است بسوى مركزش كه مركز زمين و سفل مطلق است پرت مى كند ؟ هر يك از اين آراء ياد شده را قائلى است .
شيخ رئيس در فصل سيزدهم و چهاردهم مقالت سوم طبيعيات شفاء ( ط ١ چاپ سنگى - ص ١١٦ و ١٢٢ ) , و نيز در آغاز نمط دوم اشارات قائل به فلك محدد الجهات شده است . بدين معنى كه محدد الجهات فلكى متوازى الثخن است كه محيط بر همه اجرام و افلاك است و مركز آن مركز زمين است كه سفل مطلق است . و اين محدد الجهات است كه اجسام خفيف را به سوى خود مى كشد , و اجسام ثقيل را از خود دور مى كند كه بسوى مركزش دفع مى نمايد , و حركت اولاى شبانه روزى از اوست .
و لكن اثبات محدد الجهات آنگاه درست آيد كه فرود آمدن اشياء سنگين را از فراز به نشيب به قوه جاذبه زمين اسناد ندهيم , و حال اين كه ثابت بن قره از دانشمندان بزرگ پيشين ( متوفى ٢٨٨ هـ . ق ) قائل به جاذبه زمين بوده است . گويد :
اگر فرض كنيم زمين متلاشى و پراكنده شود و اجزاى آن را رها كنند همه ميل بسوى يكديگر مى كنند و هرجا به يكديگر رسيدند مى ايستند . اين نظر ثابت را متأله سبزوارى در شرح اسماء در بند ششم آن( يا من استقرت الأرضون باذنه) ( ص ٥٣ ط ١ ناصرى ) نقل كرده است كه :
([ و قال ثابت بن قرة سببه - أى سبب الجذب - طلب كل جزء موضعا يكون فيه قربه من جميع الأجزاء قربا متساويا إذ عنده ميل المدرة إلى السفل ليس لكونها طالبة للمركز بالذات بل لأن الجنسية منشأ الانضمام , فقال : لو فرض أن الأرض تقطعت و تفرقت في