دروس هيئت و ديگر رشته هاي رياضي - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ٧٦٣ - رساله( كل فى فلك يسبحون) در بيان فلك
اين بود ريشه تاريخى رسم و آيين عوام الناس درگاه خسوف و كسوف نيرين . و آنچه را كه شريعت ختم محمدى - صلى الله عليه و آله - در هنگام انخساف و انكساف دستور داده است نماز آيات است , آن هم نه براى اين كه به نماز و دعا ظل از ماه و آفتاب كناره كند كه اين بى معنى است , بلكه توجه مردم در هر حال بخصوص در حال ظهور آيتى از آيات قيامت و امر مخوف به خداوند مهر و ماه بوده باشد و به او ملتجى شوند و بدانند كه همه مسخر امر پروردگارند .
بسيار شايسته است كه بحث را به يكى از غرر احاديث پايان دهيم تا هوشمند گزين و دانشمند راستين را حجتى بالغ و برهانى قاطع بوده باشد و بداند كه منطق وحى محمدى ( ص ) محض حق و عين صوابست . و آن اين كه جناب ثقة الاسلام كلينى در باب صلوة كسوف از كتاب صلات كافى به إسنادش روايت كرده :
( عن على بن عبدالله قال سمعت أباالحسن موسى - عليه السلام - يقول : إنه لما قبض ابراهيم بن رسول الله - صلى الله عليه و آله و سلم - جرت فيه ثلاث سنن , أما واحدة فانه لما مات انكسفت الشمس فقال الناس انكسفت الشمس لفقد ابن رسول الله - صلى الله عليه و آله - فصعد رسول الله المنبر فحمد الله و أثنى عليه , ثم قال : يا أيها الناس أن الشمس و القمر آيتان من آيات الله تجريان بأمره مطيعان له لاتنكسفان لموت أحد و لا لحياته فاذا انكسفتا أو واحدة منهما فصلوا ثم نزل فصلى بالناس صلوة الكسوف ) .
( فروع كافى - چاپ سنگى رحلى - ص ١٢٩ )
يعنى روزى كه ابراهيم فرزند رسول خدا - صلى الله عليه و آله - وفات كرده بود سه سنت جارى شده است , يكى اين كه آفتاب منكسف شد , مردم گفتند چون فرزند رسول خدا وفات كرده است آفتاب منكسف شده است . رسول خدا به منبر رفت و پس از حمد و ثناى الهى فرمود : اى مردم آفتاب و ماه دو آيت از آيات الهى اند كه به امر او سير مى كنند و مطيع فرمان اويند , به ممات و حيات كسى منكسف نمى شوند . پس هرگاه انكساف ماه يا آفتاب روى داد نماز بخوانيد . سپس از منبر فرود آمد و با مردم صلات كسوف بجاى آورد .
منطق شريعت اين گونه است كه متن علم و صرف حقيقت است . يك حرف