روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٩٩ - ترجمه
به صدقه بده تا كفّارت گناهت باشد،و اين روايت كردهاند از باقر و صادق -عليهما السّلام.
محمّد بن اسحاق گفت:معنى آيت آن است كه،اظهار حق مكنيد [١]رسول را تا به شما گمان نيك برد آنگه در سرّ مخالفت كنيد او را،پس اين قول خطاب با منافقان باشد.عبد اللّه عبّاس گفت:با خداى خيانت مكنيد به ترك فرائض و با رسول به ترك سنن.قوله: وَ تَخُونُوا أَمٰانٰاتِكُمْ ،در او دو قول گفتند؛يكى آنكه:«واو» عطف است و محلّ او جزم است على النّهى،و المعنى لا تخونوا،ايضا اماناتكم وَ أَنْتُمْ تَعْلَمُونَ ،«واو»،حال است؛و نيز با امانات خود خيانت مكنى و شما دانى كه آنچه مىكنى خيانت است.وجه ديگر آن است كه:«واو»جمع است و محلّ او نصب است،و التّقدير:و ان تخونوا اماناتكم،على معنى مع ان تخونوا اماناتكم،با آنكه خيانت كنى با امانات خود،و مثال او چنان باشد از كلام بر دو وجه كه:لا تأكل السّمك و تشرب اللّبن،و تشرب اللّبن،در اوّل نهى باشد از هر دو،و در دوم نهى باشد عن الجمع منهما.قال الشّاعر فى الوجه الثّانى الّذى هو الجمع بينهما:
لا تنه عن خلق و تأتى مثله
عار عليك اذا فعلت عظيم
اى،مع ان تأتى مثله.
عبد اللّه عبّاس گفت:مراد به امانات ايشان،هر چيزى است كه از مردمان پوشيده باشد از فرائض خداى،چون:غسل جنابت و روزه و نماز و زكات.ابن زيد گفت:معنى امانات،ديانات است اين جا،و اين خطاب با منافقان است كه:در سرّ مدارى آنچه به علانيه خلاف آن گويى! قتاده گفت:مراد،دين خداى است[٣١-ر]،يعنى اين دين كه از خداى به امانتدارى نگاهدارى تا با او سپارى كه اداى امانت واجب بود.و خيانت در تعارف [٢]منع حقّى باشد كه اداى آن واجب بود،و او ضدّ امانت باشد،و اصل او در لغت نقصان بود،
قال النّبى-عليه السّلام: ادّ الامانة الى من ائتمنك و لا تخن من خانك ؛امانت با آن ده كه تو را امين دارد و خيانت مكن با آنكه با تو خيانت كند.
جبّائى گفت:نهى است از خيانت در غنيمت.و امانت از امن باشد و آن حالتى بود
[١] .آن:مىكنى.
[٢] .اساس:تفاوت،به قياس نسخۀ آج و اتّفاق نسخهها،تصحيح شد.