روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٣١ - ترجمه
آنچه وعيد به آن تعلّق دارد منع زكات است [١]نه جمع مال،و اين وجهى لطيف است، المعنى:و لا يخرجون الزّكاة بل يمنعونها.وجهى ديگر آن است كه،فرّاء گفت:ضمير با فضّه برد و اكتفا كرد به يكى ديگر،چنان كه گفت: وَ إِذٰا رَأَوْا تِجٰارَةً أَوْ لَهْواً انْفَضُّوا إِلَيْهٰا... [٢]؛و لم يقل:اليهما،و چنان كه گفت: وَ اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاٰةِ وَ إِنَّهٰا لَكَبِيرَةٌ... [٣]؛و لم يقل:و انّهما،و مثله قول الشّاعر:
نحن بما عندنا و انت بما
عندك راض و الرّأى مختلف
و لم يقل:راضيان او راضون،و قال آخر:
رماني بامر كنت منه و والدي
بريئا و من جول الطّويّ رماني
و لم يقل:بريئين،و قال آخر:
انّ شرخ الشّباب و الشّعر الاس
ود ما لم يعاص كان جنونا
و لم يقل:ما لم يعاصيا.اگر گويند:ضمير چرا با فضّه برد دون ذهب،گوييم:
ايشان را في ردّ الضّمير الى احد المذكورين دو طريق است:يكى آنكه،ردّ كنند الى اقرب المذكورين،چنان كه در آيت ما هست كه فضّه به ضمير نزديكتر است ازآنكه ذهب، وَ لاٰ يُنْفِقُونَهٰا ؛يعنى الفضّة.و امّا آنكه ردّ به آن كنند كه نظر به او باشد،كقوله: وَ إِذٰا رَأَوْا تِجٰارَةً أَوْ لَهْواً... [٤]؛نظر در آنجا و همّت [٥]به تجارت بود.و «لهو»كار كمترينۀ مردمان بود،و قوله: بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاٰةِ وَ إِنَّهٰا... [٦]؛هم اقرب المذكورين است و هم اهمّ است.ابن الانبارى گفت:براى آن با فضّه برد كه فضّه عامتر باشد و بيشتر. فَبَشِّرْهُمْ بِعَذٰابٍ أَلِيمٍ ؛بشارت ده ايشان را به عذابى مولم.
و بشارت گفت در جاى انذار بر سبيل توسّع و مجاز براى آنكه هر دو پيدا شود بر بشره اثر آن و اين[را] [٧]شرح داديم.
يَوْمَ يُحْمىٰ عَلَيْهٰا فِي نٰارِ جَهَنَّمَ ؛عامل در نصب«يوم»،عذاب [٨]باشد،اى بشّرهم بان يعذّبوا بها يوم القيمة،گفت:بشارت ده ايشان را به عذاب در روزى كه اين سيمها و زرهاى ايشان بتابند در آتش دوزخ.و«ها»رواست كه راجع بود با
[١] .اساس:الش(؟)؛به قياس با نسخۀ آو و اتفاق نسخ تصحيح شد.
[٤] [٢] .سورۀ جمعه(٦٢)آيۀ ١١.
[٣] .سورۀ بقره(٢)آيۀ ٤٥.
[٥] .آو،آج،بم،لب:همه.
[٦] .سورۀ بقره(٢)آيۀ ٤٥.
[٧] .اساس:ندارد؛از آو،افزوده شد.
[٨] .همۀ نسخه بدلها،بجز مج:فبشّرهم.