روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٨٠ - ترجمه
يا پنج درم اگر درم [١]باشد پس از آن نصاب دوم عشر دينارى يا يك درم [٢].و مذهب شافعى آن است كه:بر هفت قسمت بنهد كه قسمت مؤلفة قلوبهم [٣]ساقط است امروز،و يا بر شش قسمت اگر او تولّاى قسمتش كند،آنگه اين شش قسمت هر مستحقّى را از اين اصناف [٤]نصيبى دهد و هيچكس را از ايشان محروم نكند ما دام تا در شهر يابد ايشان را.و از شهر خود به شهر ديگر نفرستد ما دام تا در شهر خود مستحقّ يابد.و نصيب آنان كه در شهر نيابد ايشان را صرف كند با [٥]آنان كه در شهر باشند، و اين قول عمر عبد العزيز است و عكرمه و زهرى.[ وَ اللّٰهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ ] [٦]؛و خداى تعالى عالم است به مصالح شما،و حكيم است در آنچه فرمايد و ايجاب كند.
آنگه با ذكر منافقان آمد،گفت: وَ مِنْهُمُ ؛از ايشان،يعنى از منافقان، اَلَّذِينَ يُؤْذُونَ النَّبِيَّ ؛آناناند كه مىرنجانند پيغامبر را.
مفسّران گفتند:آيت در حزام بن خالد آمد،و جلاس بن سويد،و اياس بن قصير، و مخشىّ بن خويلد،و سماك بن مرثد [٧]،و عبيد بن هلال،و رفاعة بن زيد،و رفاعة بن عبد المنذر و عبيدة بن مالك كه ايشان رسول را-عليه السّلام-رنجانيدندى[٩٠-ر].
وَ يَقُولُونَ هُوَ أُذُنٌ ؛گفتند:او گوشى [٨]است.نافع،تنها خواند:هو اذن،به سكون الذّال،و باقى قرّاء به ضمّ«ذال»،و نافع اختيار تخفيف كرد،و تخفيف فعل الى فعل قياسى مطرّد است،كعنق و عنق،و ظفر و ظفر،و خلق و خلق.
مفسّران در معنى أُذُنٌ ،در آيت خلاف كردند؛بعضى گفتند:اين جماعت منافقان رسول را ناسزا گفتندى،آنگه يكى از ايشان گفت:در غيبت او چنين چيزها مگوى [٩]كه نبايد كه به سمع او رسد،در ما افتد.گفتند:ما اكنون هرچه خواهيم مىگوييم اگر به او رسد برويم و عذر بخواهيم و انكار كنيم كه او را از ما بشنود كه او اذن است؛گوش است يعنى هرچه بگويند او را قبول كند،چون گوش كه هرچه
[١] .آو،آج،بم،لب:سيم.
[٢] .آو،آج،بم،لب+و اللّه عليم حكيم.
[٣] .چاپ شعرانى؛مؤلّفة قلوب.
[٤] .اساس:انصاف؛به قياس با نسخۀ آو،و اتّفاق جميع نسخهها تصحيح شد.
[٥] .همۀ نسخه بدلها:براساس.
[٦] .:ندارد؛از قرآن مجيد،با توجّه به نسخۀ مل،افزوده شد.
[٧] .همۀ نسخه بدلها:سماك بن يزيد.
[٨] .اساس:گوش؛به قياس با نسخۀ آو،تصحيح شد.
[٩] .آو،آج،بم،مج،لب:مگوييد.