روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٥٦ - ترجمه
از من بستدند روز بدر و مغفرت و آمرزش بر سرى،و نيز زمزم بر سرى،كه من به عوض آن جمله مال اهل مكّه نستانم.
وَ إِنْ يُرِيدُوا خِيٰانَتَكَ ؛حقتعالى گفت:اگر اين اسيران يا بعضى از ايشان خيانتى در دل گيرند با تو.نگر تا از آن دل،تنگ نكنى كه پيش از اين با خداى خيانت كردهاند يعنى افعالى كردهاند كه صورت خيانت دارد يا گمان بردهاند كه آن از خداى پوشيده است آن را خيانت نام كردهاند،يا با لشكر خداى و اولياى خداى خيانت كردهاند لا جرم به آن خيانت كه كردن خداى تعالى تمكين كرد از ايشان و ايشان را به بدر گرفتار كرد تا بهرى كشته شدند و بهرى اسير و بهرى منهزم.نيز اگر با تو خيانت كنند و نقض عهد تو كنند و با تو در باطن كارى سگالند كه در ظاهر خلاف آن دارند،خداى تعالى نيز تمكين كند تو را از ايشان.[ وَ اللّٰهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ ] [١]؛و خداى تعالى عالم است و محكم كار،عالم است به اسرار ايشان،و حكيم است بدانچه فرمايد در باب ايشان،يكبار[٥٠-ر]از امهال و يكبار از تعجيل عقوبت.
إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ هٰاجَرُوا ؛آنگه چون ذكر كافران بكرد و آنچه ايشان كردند و آنچه در حق ايشان فرمود،عقيب آن ذكر مؤمنان [٢]مهاجران [٣]مجاهدان كرد،گفت:
آنان كه ايمان آوردند و بگرويدند به خداى و رسول،و آنچه تصديق آن واجب است و هجرت كردند و از مكّه به مدينه آمدند در موافقت تو،و خانۀ خود رها كردند و نيز در سبيل من جهاد كردند و جان و مال خرج كردند و جان بذل كردند،اينان مهاجران اصحاب رسول بودند، وَ الَّذِينَ آوَوْا وَ نَصَرُوا ؛اينان كه ايوا كردند تو را و اصحاب تو را،يعنى تو را جاى كردند و با خود گرفتند و با خانه بردند و نصرت و يارى كردند يعنى انصاريان كه اهل مدينه بودند، أُولٰئِكَ ؛ايشان آنانند كه برخى [٤]دوستان برخىاند [٥]،يعنى ايشان دوستان يكديگرند،و از روى معنى و حكم ايمان و احكام اسلام همه يكىاند.
و امّا آنان كه ايمان آوردند و هجرت نكردند [٦]با تو.عبد اللّه عبّاس گفت و حسن و قتاده و سدّى كه:مراد آن است كه،ايشان اولياى يكديگرند در ميراث،و اين
[٥] [١] .اساس:ندارد؛از مل،افزوده شد.
[٣] [٢] .آج،لب+و.
[٤] .همۀ نسخه بدلها:بهرى.
[٦] .اساس:كردند،به قياس نسخۀ آو،و اتفاق نسخهها تصحيح شد.