روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٠٠
مالش بسيار شد [١]،خويشتن با تعهّد و مراعات [٢]مال داد [٣].پس ازآنكه پنج نماز در مسجد با رسول-عليه السّلام-كردى،چنان شد كه جاى [٤]بساخت بيرون از مدينه كه گوسپندش [٥]آنجا بودى و نماز پيشين و ديگر با رسول مىكردى و نماز بامداد و شام و خفتن آنجا كردى.گوسپند زيادت شد،پيشتر رفت و وادى ديگر بزرگ بود از مدينه دور،آنجا رفت و جاى ساخت و هر پنج نماز از مسجد ببرد،و آنجا بماند و از مسجد و نماز جماعت و اقتدا به رسول-عليه السّلام-بازماند،آدينهها [٦]بيامدى و نماز آدينه به مسجد آوردى.چون مال بيشتر شد،از نماز آدينه نيز بازماند و آنجا [٧]مقيم شد،و اگر كسى آنجا بگذشتى،احوال مدينه از او بپرسيدى.رسول-عليه السّلام-گفت:
ثعلبه چه كرد؟گفتند:يا رسول اللّه!ثعلبه چندان [٨]گوسپند دارد كه در هيچ وادى نمىگنجد،به فلان وادى رفته است و آنجا جاى ساخته و مقام كرده آنجا رسول -عليه السّلام-گفت:
يا ويح ثعلبة يا ويح ثعلبة يا ويح ثعلبة؛ اىواى ثعلبه!سه راه [٩].
چون خداى تعالى آيت صدقه فروفرستاد،رسول-عليه السّلام-مردى را از جهينه بخواند و يكى را از بنى سليم و براى ايشان احكام و اسنان [١٠]صدقه بفرمود نوشتن،و گفت:بروى و از ثعلبه حقّ خداى بستانى،و به فلان مرد سلمى روى-و او شتر بسيار دارد-و از او نيز زكات بستانى.ايشان بيامدند و نامۀ رسول-عليه السّلام-بر ثعلبه خواندند و از او زكات خواستند،او گفت:اين جزيت چيست؟اين نيست الّا مانند [١١]جزيتى،بروى به جاى دگر كه خواهى رفتن،تا چون بازآيى من راى خود ببينم.
ايشان برفتند و به نزديك آن مرد سلمى رفتند و نامۀ رسول بر او خواندند.او گفت:
سمعا و طاعة لامر اللّه و حكم رسول اللّه؛سميع و مطيعم فرمان خداى را و فرمان رسول خداى را.آنگه در ميان شتران افتاد و آنچه رسول نوشته بود از اسنان شتر بگزيد خيار و بهترين آن.اين ساعيان گفتند:ما را نفرمودند كه،خيار مال ستانيم،و انّما از
[١] .آو،آج،بم،لب:زيادت شد.
[٢] .آو،آج،بم،لب:رعايت.
[٣] .همۀ نسخه بدلها،بجز مل و مج:داشت.
[٤] .آج،مل:جايى.
[٥] .مل:گوسفندانش.
[٦] .اساس:آدينها/آدينهها.
[٧] .مل+مقام كرد و.
[٨] .مل:چندانى.
[٩] .آو،آج،بم،لب:بار.
[١٠] .مل:اسباب.
[١١] .آج+خبر.