روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٩٥ - ترجمه
اتى ابد [١]من دون حدثان عهدها
و جرّت عليه كلّ نافجة شمل
و قال صفيّة بنت عبد المطّلب فى جمع الابد:
و خالجت آباد الدّهور عليكم
و اسماء لم تشعر بذلك ايّم
فلو كان زبر مشركا لعذرته
و لكنّ زبرا يزعم النّاس مسلم
و از جملۀ ادلّه بر آنكه«ابد»هميشه نباشد آن است كه:هميشه را جمع نكنند،و دگر مىگويد [٢]:
تأبّد الرّبع اذا مرّ
عليه قطعة من الدّهر
قال لبيد:
بمنى تأبّد غولها فرجامها
و قال مزاحم العقيلى:
ا تعرف بالعرين [٣]دارا تأبّدت
من الحىّ و استقّت [٤]عليها العواصف
امّا خلود،هم بر عموم هميشگى نباشد و او نيز هم عبارت باشد از مدّتى زمان، قال الشّاعر:
الّا رمادا هادما دفعت [٥]
عنه الرّياح خوالد سحم
اراد الاثافيّ،و اين ابيات در خالد و ابد براى آن گفته شد تا اگر در آيتى اصحاب وعيد به ظاهر آن تمسّك كنند،معلوم باشد كه ظاهر اين دو لفظ دليل هميشگى نمىكند در كلام عرب.
قوله: يٰا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لاٰ تَتَّخِذُوا آبٰاءَكُمْ وَ إِخْوٰانَكُمْ أَوْلِيٰاءَ -الآية،مجاهد گفت:اين آيت متّصل است به آن آيات كه پيش [٦]او هست كه در قصۀ عبّاس و طلحة بن شيبه آمد،و آنكه ايشان هجرت نمىكردند.جويبر گفت از ضحّاك،از عبد اللّه عبّاس كه:چون خداى تعالى فرمود مؤمنان را كه هجرت كنى با رسول -عليه السّلام-و از مكّه به مدينه شوى پيش [٧]فتح مكّه و ايشان را فرمود كه:به ترك پدران و برادران و خويشان بگويى،چون ايشان كافراناند و بر دين شما نهاند.
[١] .اساس:ابدا؛به قياس نسخۀ آو،تصحيح شد.مل:اربد.
[٢] .مل+شعر.
[٣] .آج:بالعزير.
[٤] .مج:و استنّت.
[٥] .آج:رفعت.
[٦] .مل+از.
[٧] .همۀ نسخه بدلها،بجز مل و مج+از.