روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٣٨ - ترجمه
بالمكاره كشرر النّار،و اصل او نيز اظهار باشد براى آنكه شرر آتش چون از او مىجهد ظاهر مىشود،و منه قول الشّاعر:
[و] [١]حتّى اشرّت بالأكفّ المصاحف
اى،اظهرت و نشرت،و حقتعالى گفت:بترين جانوران به نزديك خداى تعالى،كافرانند.و براى آن دوابّ خواند ايشان را كه،ايشان بمثابت چهارپايانند، فى قوله: أُولٰئِكَ كَالْأَنْعٰامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ [٢]... ،آنگه خبر داد كه،ايشان ايمان نيارند تا رسول-عليه السّلام-توقّع نكند و طمع از ايمان ايشان ببرد و دل عزيز خود در بند ندارد[٤٤-پ].
اَلَّذِينَ عٰاهَدْتَ مِنْهُمْ ؛آنان كه تو با ايشان عهد كردى از جملۀ اين كافران پس عهد تو مىشكافند [٣]هر بارى و از خداى نمىترسند در نقض عهد.مفسّران گفتند كه:
آيت در بنى قريظه آمد كه با رسول عهد كردند كه بازو [٤]قتال نكنند و كس را بر او يارى ندهند،عهد او بشكستند يكبار و مشركان مكّه را به سلاح يارى دادند.چون رسول كس فرستاد به ايشان و ملامت كرد ايشان را [٥]،گفتند:ما را فراموش بود.
دگرباره روز خندق عهد بشكافتند [٦]و به مكّه آمدند و با مشركان همدست شدند و با رسول كارزار كردند،خداى تعالى گفت: ثُمَّ يَنْقُضُونَ عَهْدَهُمْ فِي كُلِّ مَرَّةٍ .
آنگه حقتعالى گفت: فَإِمّٰا تَثْقَفَنَّهُمْ فِي الْحَرْبِ ؛اگر ايشان را در كارزار بيايى [٧]و ملاقات باشد تو را با ايشان و به دست تو افتند، فَشَرِّدْ بِهِمْ مَنْ خَلْفَهُمْ .
عبد اللّه عبّاس گفت:نكل بهم من خلفهم؛ايشان را به نكال ديگران كن.سعيد جبير گفت:انذر بهم؛به ايشان بترسان آنان را كه از پس ايشان باشند.و بعضى دگر گفتند:فرّق بهم؛بپراكن به ايشان،كارى كن كه ديگران از تو پراگنده شوند و بگريزند.عطا گفت:اثخن فيهم القتل؛قتل در ايشان شايع كن تا ديگران عبرت گيرند.قتّيب [٨]گفت:سمّع بهم؛بشنوان به ايشان،يعنى كارى كن با ايشان كه بازگويند ،و انشد [٩]:
[١] .اساس:ندارد؛از آو،افزوده شد.
[٢] .سورۀ اعراف(٧)آيۀ ١٧٩.
[٣] .همۀ نسخه بدلها،بجز مل و مج:شكستند.
[٤] .بازو/باز او/با او.
[٥] .همۀ نسخه بدلها،بجز مج+ايشان.
[٦] .همۀ نسخه بدلها،بجز مل و مج:بشكستند.
[٧] .مل،مج:بيابيد.
[٨] .آج:قبطى.
[٩] .مل:قال الشّاعر.