روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٦ - ترجمه
مقاتل گفت:سبب نزول آيت آن بود كه،بعضى مشركان عرب شنيدند كه[رسول -عليه السّلام-خلق را دعوت مىكند با خدايى به نام«اللّه».آنگه شنيدند كه] [١]او خداى را مىخواند به«رحمان»و«رحيم».گفتند:نه محمّد دعوى مىكند كه من يك خداى را مىخوانم و يك خداى را مىپرستم كه اللّه است؟اكنون رحمان كيست و رحيم؟خداى تعالى اين آيت فرستاد و گفت:خداى را نامهاى نيكوست او را به آن بخوانى.و«حسنى»تأنيث احسن باشد كه افعل تفضيل بود،كالكبرى و الصّغرى في [٢]تأنيث الاكبر و الاصغر.
و ابو هريره روايت كرد كه رسول-صلّى اللّه عليه و آله-گفت:
انّ للّه تسعة و تسعين اسماء مائة غير واحد من احصاها كلّها دخل الجنّة ،گفت:خداى را -جلّ جلاله-نود و نه نام است-صد كميك -هركه آن را بر شمارد و او را به آن بخواند به بهشت شود.اكنون بدان كه آن اسماء كه خداى را به آن بخوانند،بعضى صفات است و بعضى نه صفات است.آنچه صفات است،چون:قادر است و عالم و حىّ و موجود و مريد و كاره و مدرك،و بعضى[را] [٣]مرجع با اين صفات است، چون:سميع و بصير و حكيم و مالك،كه سميعى و بصيرى را مرجع با حىّ است و حكيمى را با عالمى و مالكى را با قادرى.و بعضى را صفات افعال گويند؛يعنى [٤]از آن نام صفت فعل را باشد نه او را،و آن چون:خالق و رازق [٥]و منعم و متفضّل [٦]و محيى و مميت است.
قوله: وَ مِمَّنْ خَلَقْنٰا أُمَّةٌ يَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَ بِهِ يَعْدِلُونَ ،حقتعالى در اين آيت وصف قومى كرد كه ايشان راهنمايان به حق و عادلانند،گفت:از آنان كه ما بيافريديم ايشان را،امّتى و گروهى و طايفهاى هستند و«من»،تبعيض را باشد،و «من»موصوله است و ضميرى كه با«من»عايد باشد محذوف است.و تقدير آن است كه:و ممّن[٧-پ]خلقناهم؛و از آنان كه ما آفريديم ايشان را.و امّت،اين جا فرقت است. يَهْدُونَ بِالْحَقِّ ؛به حق هدايت كنند و راه نمايند.قتاده و ابن جريج
[١] .اساس:ندارد؛از آو،افزوده شد.
[٢] .اساس:و،كه با توجّه به نسخه آو،تصحيح شد.
[٣] .اساس:ندارد؛از آو،افزوده شد.
[٤] .اساس و مل:بعضى،با توجه به ضبط ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٥] .همه نسخه بدلها،بجز مل:خالقى و رازقى.
[٦] .همه نسخها بدلها:مفضل.