روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٢٨ - ترجمه
اى،مجيري.چون ايشان اين بشنيدند،گفتند:ما از بنى كنانه ايمن شديم به [١]سراقة بيرون آمدند و روى به بدر نهادند و شيطان با ايشان بود.راست كه دو لشكر روى به هم آوردند و مدد فريشتگان از آسمان برسيدند [٢]،ابليس دنبال دركش گرفت. نَكَصَ عَلىٰ عَقِبَيْهِ ،اين عبارت باشد عن الرّجوع و الهرب،او بگريخت و گفت:من بيزارم از شما كه من آن مىبينم كه شما نمىبينى.
كلبى گفت:دست در دست حارث بن هشام نهاده بود،در صف مشركان بر صورت سراقه،چون فريشتگان را بديد،دست از دست او بگرفت و پشت[٤٠-پ]به هزيمت داد.حارث گفت:يا سراقه!كجا مىروى-در مثل اين حال؟شرم ندارى كه ما را رها مىكنى در چنين حال!گفت:تو آنچه من مىبينم نمىبينى،و به هزيمت برفت و قوم به هزيمت او هزيمت گرفتند.چون به [٣]مكّه آمدند،گفتند:
سبب هزيمت،سراقه بود،و مردم را او هزيمت كرد.خبر به سراقه رسيد،گفت:
شنيدم كه شما كه قريشى مىگوييد،من سبب هزيمت شما بودم،به خداى كه من از رفتن شما خبر نداشتم و از قتال شما،و هزيمت شما به من رسيد و من خود شما را نديدم.گفتند:فلان روز نه تو آمدى و ما را وعدها دادى و غرور و گفتى: لاٰ غٰالِبَ لَكُمُ الْيَوْمَ مِنَ النّٰاسِ وَ إِنِّي جٰارٌ لَكُمْ .سوگند خورد كه:من از اين بىخبرم.چون جماعتى از ايشان پس از آن اسلام آوردند،بدانستند كه آن ابليس بوده است،و اين روايت صادق و باقر است [٤]-عليهما السّلام.قوله: نَكَصَ عَلىٰ عَقِبَيْهِ ،ضحّاك گفت:ولّى مدبرا.نضر بن شميل گفت:رجع القهقرى.قطرب گفت و ابان بن تغلب كه:هم از آن راه كه آمد برفت،قال الشّاعر:
نكصتم على اعقابكم يوم جئتم
ترجّون [٥]أثقال [٦]الخميس العرمرم
و قال عبد اللّه بن رواحه:
فلمّا رأيتم رسول الاله
نكصتم ورائكم هاربينا
و قال زهير:
[١] .آو،آج،بم،لب،آن:پس.
[٢] .همۀ نسخه بدلها،بجز مل،مج:در رسيدند.
[٣] .همۀ نسخه بدلها:با.
[٤] .همۀ نسخه بدلها بجز مل:باقر و صادق است؛مل:امام محمد باقر و جعفر صادق است.
[٥] .اساس:تزجون؛به قياس نسخۀ مج،تصحيح شد.
[٦] .مل،لب:انفال.