روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٢٢ - ترجمه
عيسى انس [١]نبود و جسم نبود،و لكن پسر خداى بود.مردى ديگر را پيش گرفت نام او يعقوب بود و اين مقالت او را بياموخت.آنگه مردى ديگر را بخواند نام او ملكا،و او را گفت:بدان كه عيسى خداى بود،لم يزل و لا يزال.آنگه هر سه را بر خود جمع كرد و ايشان را وصيّت كرد و گفت:از پس من مردمان را دعوت كنى با آنكه من شما را آموختهام،و بدانى كه من عيسى را در خواب ديدم،مرا گفت:من از تو راضى شدم،و من فردا خويشتن بخواهم كشتن.چون دگر روز بود به مذبح آمد و خويشتن را بكشت،و آن سه مرد را از پس او ترسايان را با اين مقالات [٢]دعوت كردند،هريكى را گروهى متابعت كردند.ميان ايشان خلافها افتاد تا به امروز و كارزار و كشتن [٣]در ميان ايشان افتاد،پس ايشان از تلقين و تعليم او گويند [٤]:عيسى پسر خداست.بعضى دگر گفتند:براى آن گفتند اين كه،او را مادر و پدر نبود،خداى را به پدر او كردند از جهل و كفرشان-تعالى عن ذلك [٥].
ذٰلِكَ قَوْلُهُمْ بِأَفْوٰاهِهِمْ ،حقتعالى در اين آيت،گفت،جهودان گفتند:عزير پسر خداى است،و ترسايان گفتند:عيسى پسر خداى است،اين حكايت است از ايشان.آنگه گفت: ذٰلِكَ قَوْلُهُمْ بِأَفْوٰاهِهِمْ ؛اين سخن است كه ايشان مىگويند [٦]به دهنهاشان،و اين كنايت باشد از قولى كه آن را اصلى نباشد،چنان كه يكى از ما گويد:فلان از سر زبان چيزى مىگويد و حديثى از دهن به در [٧]مىاندازد.و عرب هركجا حديثى باشد كه آن را حقيقتى نبود،به دهن بازبندند [٨]چنان كه گفت: يَقُولُونَ بِأَفْوٰاهِهِمْ مٰا لَيْسَ فِي قُلُوبِهِمْ [٩]،و قوله: يَقُولُونَ بِأَلْسِنَتِهِمْ مٰا لَيْسَ فِي قُلُوبِهِمْ... [١٠]،و قوله: كَبُرَتْ كَلِمَةً تَخْرُجُ مِنْ أَفْوٰاهِهِمْ إِنْ يَقُولُونَ إِلاّٰ كَذِباً [١١].
قوله: يُضٰاهِؤُنَ قَوْلَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ قَبْلُ ،مانندگى مىكنند در اين سخن با كافرانى كه پيش از اين بودند.و مضاهات،مشابهت باشد،يقال:ضاهاه و باهاه و باراه،اذا شابهه و عارضه،و منه:امرأة ضهياء الّتي [١٢]لم تحض لأنّها تشبه الرّجال.و
[١] .همۀ نسخه بدلها،بجز مج:انسى.
[٢] .آو،آج،بم،لب+سه مقالت.
[٣] .آو،آج،بم،لب:كشش.
[٤] .همۀ نسخه بدلها:گفتند.
[٥] .همۀ نسخه بدلها،بجز مل+علوّا كبيرا.
[٦] .مل+خاك.
[٧] .آج،لب:بيرون؛آو،بم:برون.
[٨] .آو،آج،بم،لب:ببندند.
[٩] .سورۀ آل عمران(٣)آيۀ ١٦٧.
[١٠] .سورۀ فتح(٤٨)آيۀ ١١.
[١١] .سورۀ كهف(١٨)آيۀ ٥.
[١٢] .مج،لب:للّتى.