روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٦٢ - ترجمه
بر ايشان خوانى،ايشان را ايمان بيفزايد آنگه گفت:نماز به پاى دارند و نفقه كنند،و از پس اين جمله شرايط و افعال گفت:ايشان مؤمناناند بر حقيقت،دليل كند بر آنكه هركه نه چنين باشد مؤمن نبود،جواب گوئيم:اوّلا گفتن [١]كه هركه نه چنين بود مؤمن نبود،قول به دليل الخطاب باشد؛و دليل الخطاب درست نيست به نزديك محقّقان اهل علم.دگر آنكه،خداى تعالى در اين آيت وصف افاضل و خيار مؤمنان كرد،و ممتنع نباشد كه مؤمنان در طاعات متفاضل باشند و اگرچه در ايمان [١٩-پ]متساوى باشند؛دليل بر اين آن است كه،در آيت گفت: وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ ،و به اجماع امّت و جل [٢]القلب در ايمان شرط نيست؛نهبينى كه در دگر آيت گفت: اَلَّذِينَ آمَنُوا وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللّٰهِ [٣]... ،گفت:آنان كه ايمان آرند و دلهاى ايشان به ذكر خداى ساكن شود،:و اگر هر دو از شرط صحّت ايمان بود متناقض باشد،و انّما مراد آن است كه:از فضل مؤمن آن است كه عند ذكر خداى از عقاب او بترسد و از وعيد او،[و] [٤]به وعدهاى او و ثواب او دلش ايمن و واثق شود،و چون آيات خداى بر او خوانند،در آن تأمّل كند؛شك نيست كه معارفش بيفزايد،و آن زيادت در ادلّه و طرق ايمان باشد؛و الّا ايمان عبارت است از:مجموع علومى كه تا مجتمع نشود[ايمانش نخوانند،چون عقل كه عبارت است از:مجموع علومى كه تا مجتمع نشود] [٥]عقلش نخوانند.
اما قوله: اَلَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاٰةَ وَ مِمّٰا رَزَقْنٰاهُمْ يُنْفِقُونَ ،اين هر دو،اعنى نماز و انفاق،از فضل ايمان است نه از شرط ايمان.دليل بر آنكه چنين است،آن است كه:نماز و انفاق هريكى از آن مشتمل است بر فريضه و سنّت،و در آيت مطلق است،و گفتن كه:اخلال به نماز سنّت و ترك نفقه سنّت،ايمان را خلل و نقصان كند خلاف اجماع باشد،پس به آيت تمسّكى نيست ايشان را از اين وجه كه گفتيم.
امّا قوله: أُولٰئِكَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقًّا ،دليل نكند بر آنكه آنان كه نه چنين باشند نه مؤمن باشند حقّا،كه اين دليل الخطاب بود و آن باطل بود.و امّا نصب«حقّا»، نصب آن بر مصدر است،كانّه قال:او حق [٦]ذلك لهم حقّا،او حقوا في ايمانهم
[١] .مل،لت:گفتى.
[٢] .آو،آج،بم،لب،آن:وجلت.
[٣] .سوره رعد(١٣)آيۀ ٢٨.
[٥] [٤] .اساس:ندارد؛از آو،افزوده شد.
[٦] .آو،بم،آن:قال الحق.