روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٨٩ - ترجمه
خداى را عمارت كنند در آن حال كه ايشان بر خود گواى [١]مىدهند به كفر،يعنى افعالى مىكنند كه دليل كفر ايشان كند تا به منزلت آن باشد كه بر خود گواى داده باشند.و نصب«شاهدين»،بر حال باشد.و ابن كثير و ابو عمرو خواندند:مسجد اللّه [بر واحد] [٢]،على انّ المراد به المسجد الحرام.و باقى قرّاء: مَسٰاجِدَ اللّٰهِ خواندند بر جمع،و آن دو معنى را محتمل بود؛يكى آنكه:جملۀ مساجد باشد بر عموم،و يكى آنكه:مراد مسجد الحرام بود.آنگه هر بقعهاى از او مسجدى كرده است براى شرفش را،و براى آنكه مردم در او از چهار جهت نماز كنند روى به چهار جهت [٣]كعبه كرده،و در هيچ مسجد اين نباشد.و مراد از آيت آن است كه:ايشان را نرسد كه خويشتن را از عمّار مسجد خوانند،و ايشان بر كفر اصرار كرده.و قوله: شٰاهِدِينَ عَلىٰ أَنْفُسِهِمْ بِالْكُفْرِ ،در او چند قول گفتند:
يكى آنكه:يفعلون [٤]ما يدلّ على كفرهم،و اين قول حسن بصرى است.دگر آنكه سدّى گفت:خود مراد تصريح شهادت و خبر است،چنان كه جهود بگويد [٥]كه من جهودم،و ترسا بگويد [٦]كه من ترسايم،و ايشان مىگفتند كه:ما مشركيم،و اين صريح گواى [٧]باشد بر خود بر كفر.كلبى گفت،معنى آن است كه:گواى [٨]مىدهند بر رسول ما-عليه السّلام-به كفر،و چون بر او گواى [٩]دهند،بر خود گواى [١٠]داده باشند،چه او از ايشان بود في قوله: لَقَدْ جٰاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ... [١١]، ضحّاك گفت از عبد اللّه عبّاس كه:گواى [١٢]ايشان بر خود بر كفر،سجدۀ ايشان بود بتان را،با آنكه مىگفتند:بتان مخلوقاند،خداى تعالى گفت: أُولٰئِكَ حَبِطَتْ أَعْمٰالُهُمْ ؛ايشان آناناند كه اعمالشان باطل است،و مراد نه آن است كه ايشان را عملى بود واقع،آنگه باطل گشت؛بل مراد آن است كه:ايشان را هيچ عمل [١٣]واقع نبود و ايشان در دوزخ هميشه باشند.ابن السّميفع در شاذّ خواند:انّما يعمر،از اعمار
[١] .همۀ نسخه بدلها،بجز آو:گواهى.
[٢] .اساس:ندارد؛به قياس نسخۀ آو،و اتفاق نسخهها افزوده شد.
[٣] .آو،آج،مل،مج،لب:جانب.
[٤] .همۀ نسخه بدلها،بجز مل و مج+كنتم تفعلون.
[٦] [٥] .اساس:نگويد؛به قياس نسخۀ مل و اتفاق نسخهها تصحيح شد؛معنى متن نيز به صورت استفهام انكارى نادرست به نظر نمىآيد.