روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٧٠ - ترجمه
و انديشه نمىكردند كه[اگر] [١]ايشان از پس كاروان روند،قريش از پس ايشان درآيد و كاروانيان روى با پس كنند [٢]و ايشان را در ميان گيرند،و رسول را -عليه السّلام-قريش بايست،ازآنجا كه دانست كه،چون قريش را كشته و اسير كرده باشد [٣]،مال و اموال ايشان جمله او را بود[٢١-پ].پس حقتعالى در اين آيت خبر داد كه:شما كه مسلمانانيد،آن دوست [٤]مىداريد كه كاروان و مال و كار آسانتر و به نفع نزديكتر [٥]شما را باشد؛و آنچه مراد خداى است،خلاف اين است، درست كردن حقّ است و باطل كردن باطل،يعنى ذليل كردن قريش به كارزار بدر تا مسلمانى [٦]ظاهر شود،و رسول-عليه السّلام-قوّت گيرد و كافران مستأصل شوند.
آنگه گفت: إِذْ تَسْتَغِيثُونَ رَبَّكُمْ ؛ياد كنيد اى مسلمانان چون استغاثت مىكرديد و فرياد مىخواستيد از خداى تعالى،راوى خبر گويد كه:چون رسول-عليه السّلام- به بدر رسيد،در نگريد آن [٧]كثرت و شوكت و ساز و عدّت مشركان ديد و قلّت مسلمانان-چنان كه طرفى شرح دادهايم در سورت آل عمران-در عريش شد و روى به قبله كرد و جماعتى صحابه با او،و دست برداشت و مىگفت:
اللّهم انجز لي ما وعدتنى ؛بار خدايا!به روا كن [٨]آنچه مرا وعده دادى!بار خدايا!تو دانى كه اگر اين گروه اندك هلاك شوند،تو را در زمين عابدى نباشد كه تو را پرستد.چندانى تضرّع بكرد تا ردا از دوشش بيفتاد.يكى از جمله صحابه گفت:يا رسول اللّه!مناشدت تو با خداى چنين باشد!هيچ انديشه مدار كه خداى تعالى وعده تو را انجاز كند.و استغاثت،طلب غوث باشد و فرياد،و اغاثت فرياد رسيدن باشد،و مستغيث فرياد- خواه باشد،و مغيث فريادرس،يقال:استغاثه و استغاث به.و در آيت به نفس خود متعدّى است. فَاسْتَجٰابَ لَكُمْ ،اى اجاب و استفعل اوّل به معنى طلب الفعل است و دوم به معنى افعل؛اجابت كرد شما را. أَنِّي ،متعلّق باشد به استجاب.و گفتند:تقدير آن است كه،بانّي.و عيسى بن عمرو در شاذّ خواند:انّي،به كسر«الف»على تقدير و
[١] .اساس:ندارد؛از آو،افزوده شد.
[٢] .همه نسخه بدلها،بازپس كنند.
[٣] .آج،مج،لب:باشند.
[٤] .همه نسخه بدلها،بجز مج و لت:دوستر/دوستتر.
[٥] .آو،آج،بم،لب،آن:به نفعتر.
[٦] .آو،آن:مسلمانانى.
[٧] .همه نسخه بدلها،بجز مل و لت:از.
[٨] .لت:روا كن.