روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٦٧ - ترجمه
و اشراك،اثبات شريكى باشد با خداى-جلّ جلاله-من باب اقبره و اكفره،و مفعول بيفگند از عٰاهَدْتُمْ ،و اگر كلام به شرح آوردى،گفتى:الى الّذين عاهدتموهم [١]من المشركين باللّه. مِنَ .تبيين را باشد اين جا.
فَسِيحُوا فِي الْأَرْضِ ،از خبر با خطاب آمد،گفت:بروى اى مشركان در زمين چهار ماه،و«سيح»رفتن به آسانى باشد،يقال:ساح الماء يسيح سيحا و سياحا و سياحة و سيوحا و سيحانا و انساح [٢]ايضا،و سيّحته تسييحا.حقتعالى گفت:اين چهار ماه كه ماههاى حرام است.عبد اللّه عبّاس گفت:سه ماه از آن جمله حرام بود، و يك ماه حلال.امّا چهار ماه:شوّال بود،و ذوالقعده،و ذوالحجّه [٣]و المحرّم.[شوّال، ماه حلال بود و سه ماه از پس آن حرام.] [٤].
و محمّد بن اسحاق گفت:اين اجل چهار ماه براى آن بود كه جماعتى بودند ايشان را با رسول عهدى بود تا كمتر از چهار ماه،حقتعالى ايشان را براى ابلاغ حجّت را [٥]چهار ماه تمام مهلت داد.و گروهى دگر آن بودند كه ايشان را عهدى نبود، ايشان را[نيز] [٦]در اين اجل آورد تا انديشه كنند و راى زنند و اختيار كنند براى خود [٧]آنچه دانند كه صلاح ايشان است،اگر بعد از [٨]چهار ماه تمام ايمان نيارند،قتل و اسر و حبس و مانند اين باشد.و اوّل مدّت،يوم الحجّ الاكبر بود تا دهم ربيع الآخر [٩]،آنان را كه عهد نبود،پنجاه روز مدّت مهلت ايشان بود تا تمامى ماههاى حرام بهسرآمدن بيست روز از ذوالحجّه [١٠]و يك ماه تمام محرّم.و زهرى گفت:سورت،اوّل شوّال فرود آمد،و اوّل مدّت آن بود تا آخر محرّم،چنان كه از عبد اللّه عبّاس حكايت كرديم.كلبى گفت:مهلت چهار ماه آنان را بود كه ايشان را عهدى نبود براى حجّت،و امّا آنان را كه عهدى بود تا به مدّتى عهد ايشان مراعى بود تا تمام مدّت فى قوله: فَأَتِمُّوا إِلَيْهِمْ عَهْدَهُمْ إِلىٰ مُدَّتِهِمْ [١١]... .
[١] .اساس:عاهدتم و هم؛به قياس با نسخۀ آو،و اتّفاق نسخهها تصحيح شد.
[٢] .آج:ايساح.
[٣] .آج:ذىالحجه.
[٤] .اساس:ندارد؛از آج،افزوده شد.
[٥] .همۀ نسخه بدلها،بجز مل و مج:تا.
[٦] .اساس:ندارد؛از آو،افزوده شد.
[٧] .آج،لب+به؛آو،بم+با؛آن+تا.
[٨] .آو،بم،آن:به عهد.
[٩] .اساس:ربيع الاوّل؛به قياس با نسخۀ آو،و اتفاق نسخهها و معنى عبارت،تصحيح شد.
[١٠] .آج،لب،آن:ذىالحجّه.
[١١] .سورۀ توبه(٩)آيۀ ٤.