روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٥٠ - ترجمه
و جهاد را براى آن راه خداى خوانند كه راه دين خداى به او آسان شود،و اين لفظ، اعني فِي سَبِيلِ اللّٰهِ ،كنايتى معروف است از جهاد. اِثّٰاقَلْتُمْ ،اصله تثاقلتم،«تا»را اسكان كردند و در«ثا»ادغام كردند و همزۀ وصل در آوردند ليعمد [١]اللّسان عليها [٢]فى النّطق فصار اثّاقلتم،و كذلك قوله:ادّاركوا [٣]و اطيّرنا [٤]و ازّيّنت،و قال الشّاعر:
تولى الضّجيع اذا ما استافها [٥]خصرا
عذب المذاق اذا ما اتّابع القبل
اى،تتابع.و تثاقل،اظهار ثقل باشد در نفس،كالتّمارض،و التّغافل،و مثله، التّباطي،و وجهى از وجوه تفاعل اين باشد،و خلافه [٦]التّسرّع.و در معنى او دو قول گفتند؛يكى آنكه:به زمين خود مقام كردى و اختيار رفتن نكردى،و يكى آنكه:
براى آنكه وقت ميوه و دخل بود،رغبت نكردى [٧]و تنعّم كردى،كقوله: ...أَخْلَدَ إِلَى الْأَرْضِ... [٨]،آنگه بر سبيل ملامت گفت ايشان را كه:راضى شدى به حيات دنيا از نعيم آخرت،و«من»بدل راست.آنگه ذمّ دنيا كرد،گفت: فَمٰا مَتٰاعُ الْحَيٰاةِ الدُّنْيٰا فِي الْآخِرَةِ ،«ما»،نفى راست؛نيست زندگانى سراى دنيا در جنب آخرت و اضافت با او الّا اندكى.
آنگه تهديد كرد ايشان را و وعيد[و] [٩]زجر نمود،گفت:اگر بنروى [١٠]،عذاب كنند شما را عذابى سخت بهدردآرنده،و شما را ببرد و به جاى شما قومى را بيارد جز شما،و شما با او هيچ مضرّت نتوانى كردن و هيچ گزند نتوانى رسانيدن.در«ها» [١١]خلاف كردند؛بعضى گفتند:راجع است با نام خداى-جلّ جلاله،و بهرى گفتند:
راجع است با رسول-عليه السّلام-و«الّا»در آيت«ان لا»بوده است،«نون»در«لام» ادغام كردهاند و«نون»جمع به جزم«ان»بيوفتاده است.و يُعَذِّبْكُمْ و يَسْتَبْدِلْ و لا يضرّكم،همه جزاى شرط است،و آنگه گفت:خداى بر همه چيز [١٢]قادر است،بر عذاب شما و استبدال شما و نصرت رسولش بىشما.
[١] .مج:ليعتمد.
[٢] .آو،آج،بم:اليها.
[٣] .آو،آج،بم،لب:ادراك.
[٤] .آو،آج،بم:اطّير.
[٥] .آو،آج،بم:ما استابها.
[٦] .همۀ نسخه بدلها،بجز مل و مج:و هو خلاف.
[٧] .آج،لب:نكردندى.
[٨] .سورۀ اعراف(٧)آيۀ ١٧٦.
[٩] .اساس:ندارد؛از آو،افزوده شد.
[١٠] .اساس:بنهروى/نبروى.
[١١] .چاپ شعرانى+لا تضرّوه.
[١٢] .اج،لب:چيزى.