روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٣٦ - ترجمه
و آل فرعون،قوم او و اهل دين او بودند،براى آنكه آل خواند ايشان را كه،امرهم كان يئول اليه اى يرجع من آل اذا رجع.و گفتهاند:اهل باشد،«ها»را بدل كردند به «الف»،و اين از جمله ابدال است. وَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ ؛و آنان كه پيش ايشان [١]بودند از جمله كافران،به آيات خداى كافر شدند، فَأَخَذَهُمُ اللّٰهُ بِذُنُوبِهِمْ ؛خداى ايشان را به گناه ايشان بگرفت چنان كه اينان را به گناه [٢]اينان كه خداى[تعالى] [٣]قادر است و سخت عقوبت.
ذٰلِكَ بِأَنَّ اللّٰهَ لَمْ يَكُ مُغَيِّراً ،«ذلك»،اشارت است بدان عذاب و نقمت كه فرمود با قريش در غزات بدر گفت آن،و ذٰلِكَ ،اشارت است[٤٤-ر]به دورتر و «ذاك»به نزديكتر.آن،به سبب آن بود كه خداى تعالى هيچ نعمت كه بر قومى كرده باشند بنگرداند و به نقمت بدل نكند مگر آنگه كه ايشان نيّت و فعل گردانند.
كلبى گفت:اهل مكه را خواست كه ايشان را نعمت چنين فرمود كه: ...أَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ وَ آمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍ [٤].و محمّد را-صلّى اللّه عليه و آله-بديشان فرستاد،شكر آن نعمت نكردند و به كفران بدل كردند،لا جرم خداى تعالى بر ايشان [٥]بگردانيد و به عذاب بدل كرد.سدّى گفت:نعمت محمّد است-عليه السّلام-كه خداى او را به اهل مكّه فرستاد،قدرش ندانستند و شكرش نكردند تا خداى او را هجرت [٦]فرمود با مدينه.و ذٰلِكَ ،در محلّ رفع است به ابتدا و بِأَنَّ اللّٰهَ ،در جاى خبر اوست و خبر[بر] [٧]حقيقت محذوف است،و تقدير آن است كه:ذلك واقع كائن بانّ اللّه لم يك.
«نون»،در حال جزم از كان بيفگنند؛و از اخوات او چون،صان يصون،و خان يخون نيفگنند براى كثرت استعمال را،و براى آنكه كان از امّهات افعال است، چون كان به معنى وقع و حدث باشد،هيچ فعل نبود و الّا در او معنى وقوع و حدوث باشد،نبينى كه قام و قعد و اكل و شرب-همه را-معنى آن است كه:حدث قيام و قعود و أكل و شرب،و ديگر افعال چنين نيست،براى اين گويند:لم يك،و نگويند:لم يص و لم يخ في لم يصن و لم يخن. حَتّٰى يُغَيِّرُوا مٰا بِأَنْفُسِهِمْ ،حقتعالى
[١] .پيش ايشان/پيش از ايشان.
[٢] .همۀ نسخه بدلها،بجز مل و مج:گناهان.
[٧] [٣] .اساس:ندارد؛به قياس آو و اتفاق نسخ افزوده شد.
[٤] .سورۀ قريش(١٠٦)آيۀ ٤.
[٥] .همۀ نسخه بدلها،بجز مل و مج+نعمت.
[٦] .همۀ نسخه بدلها،بجز مج:نقل.