روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢١٤ - ترجمه
إِنَّ اللّٰهَ عَلِيمٌ حَكِيمٌ ؛خداى عالم است به مصالح شما در تكليف [١]،و حكيم است در منع مشركان از مسجد الحرام.
قوله: قٰاتِلُوا الَّذِينَ لاٰ يُؤْمِنُونَ بِاللّٰهِ ،حقتعالى در اين آيت رسول را-عليه السّلام- و مسلمانان را فرمود كه:با اهل كتاب از جهودان و ترسايان قتال كنيد.مجاهد گفت:اين آيت آنگه آمد كه رسول را فرمودند كه:به غزات [٢]روم رو.رسول -عليه السّلام-بعد نزول اين آيت به غزات [٣]تبوك شد.كلبى گفت:در بنى قريظه و بنى النّضير آمد آيت.رسول-عليه السّلام-به قتال ايشان رفت،ايشان مصالحه كردند و آن اوّل جزيتى [٤]بود در اسلام و اوّل ذلّى بود كه به اهل كتاب رسيد.حقتعالى به اين آيت وصف كرد جهودان و ترسايان را به آنكه،ايشان به خداى ايمان ندارند، اگرچه خداىگويانند،خداىدانان [٥]نهاند براى آنكه خداى را فرزند روا مىدارند و آنكه در حقّ خداى اين روا دارد به خداى ايمان ندارد.و نيز گفت:به قيامت ايمان ندارند،و اگرچه ايشان معتقد اين چيزها باشند مؤمن نباشند،براى آنكه اعتقاد آنگه ايمان باشد كه علم باشد و از سر دليل بود و اين موافق مذهب ماست در حقّ همۀ مقلّدان و معتقدان باطل.و دگر وصف آن است كه:ايشان آنچه خداى و رسول حرام كرد ايشان رحام ندارند براى آنكه به شرع رسول ما كه ناسخ شرايع است ايمان ندارند. وَ لاٰ يَدِينُونَ دِينَ الْحَقِّ ؛و ايشان دين حق ندارند،و اين آيت دليل است بر آنكه جهودى و ترسايى حق نيست و باطل است.بعضى دگر مفسّران گفتند:
حق،در آيت نام خداى است-جلّ جلاله-كه از نامهاى خداى يكى حق است،يعنى كه:ايشان دين خداى ندارند و معنى نزديك است به يكديگر.و اقسام دين گفتهايم، و اصل او طاعت باشد،قال الشّاعر:
لئن حللت بواد يا بني [٦]اسد
في دين عمرو و حالت بيننا فدك
اى،في طاعة عمرو. مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتٰابَ ،«من»تبيين راست از آنان كه ايشان را كتاب دادند،براى آنكه اين اوصاف كه گفت جامع است ساير كفّار را،
[١] .همۀ نسخه بدلها:تكاليف.
[٣] [٢] .همۀ نسخه بدلها:غزاى.
[٤] .بم:حربى.
[٥] .آو،بم:دانايان.
[٦] .كذا:در همۀ نسخه بدلها:ضبط مصراع،در منابع لغت:بجوّ في بني.