روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٧١ - ترجمه
قوله تعالى: وَ مِنْهُمْ مَنْ يَلْمِزُكَ فِي الصَّدَقٰاتِ -الآيه،حقتعالى گفت:
وَ مِنْهُمْ ؛از ايشان،يعنى از منافقان مَنْ يَلْمِزُكَ ،«من»نكرۀ موصوفه است،و التّقدير:
رجل او انسان؛كس هست كه عيب مىكند تو را در صدقات.ابو سعيد خدرى گفت و عبد اللّه عبّاس كه:رسول-عليه السّلام-غنائم هوازن قسمت مىكرد،مردى برخاست كه او را ابن ذى الخويصر[ه] [١]گفتند از بنى تميم نام او حرقوص بن زهير و او سر خوارج بود،گفت:عدل كن اى رسول اللّه!رسول-عليه السّلام-گفت:
ويلك ؛اگر من عدل نكنم در جهان،كه عدل كند!يكى از صحابه گفت:دستور باش [٢]تا او را بكشم [٣]يا رسول اللّه!رسول-عليه السّلام-گفت:رها كن كه او را اصحابى باشند كه يكى از شما نماز و روزۀ خود در جنب نماز و روزۀ ايشان هيچ ندارد،و لكن از دين چنان به درآيند [٤]كه تير از نشانه.آنگه در پرّ آن تير نگرند هيچ نباشد و در چوبش نگرند هيچ نباشد و در نصل و پيكانش نگرند هيچ نباشد،و در پى او نگرند هيچ نباشد،و اين جمله كنايت است ازآنكه ايشان را [٥]دينى و اعتقادى نباشد.سر ايشان مردى باشد كه او را در جاى يكدست پارهاى گوشت دارد چون پستان زنان [٦].
بيرون آيند در وقت فترتى،چون ايشان بيرون آيند بكشيد ايشان را.پس بكشيد و پس بكشيد ايشان را [٧].بترين خلقان باشند و ايشان را بهترين خلقان بكشند.
ابو سعيد خدرى گويد:گواى [٨]دهم و سوگند خورم كه اين از رسول-عليه السّلام- شنيدم و سوگند خورم كه با اميرالمؤمنين على بودم در نهروان كه اينان را بكشت، يعنى خارجيان را.و آنگه اين مرد را طلب مىكرد و مىگفت:
و اللّه ما كذبت و ما كذبت ؛به خداى كه من دروغ نگفتم و با من دروغ نگفتند،تا او را از زير كشتگان بيرون كشيدند هم برآن نشان كه رسول-عليه السّلام [٩]-گفته بود،و اميرالمؤمنين او را گردن بزد.خداى تعالى اين آيت در او فرستاد.
كلبى گفت:آيت در منافقان آمد،كه چون رسول-عليه السّلام-قسمتى مىكرد،
[١] .اساس:ندارد؛از آو،افزوده شد.
[٢] .همۀ نسخه بدلها:رها كن.
[٣] .همۀ نسخه بدلها:تا گردنش بزنم.
[٤] .آو،بم:به دراند.
[٥] .همۀ نسخه بدلها+هيچ.
[٦] .آو،بم+برون.
[٧] .همۀ نسخه بدلها+كه.
[٨] .آج،مج،لب:گواهى.
[٩] .آو،آج،بم،لب+داده بود و.