روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٧٣ - ترجمه
درم،زكات بدو نشايد داد [١].بعضى ديگر گفتند:هركه او را مادّتى باشد از دخلى يا كشتى [٢]اگر مالك نصاب باشد يا نباشد،صدقه حرام است او را.و به نزديك ما،هركه [٣]هفتصد درم دارد و بدان تصرّف نداند كرد [٤]،زكات بدو شايد دادن.و آنكه هفتاد درم دارد و تصرّف داند كرد [٥]،زكات بدو نشايد داد [٦]. آنگه گفت:اگر ايشان [به حكم قضاى خدا رضا دادندى،ايشان را به بودى،گفت: وَ لَوْ أَنَّهُمْ رَضُوا ؛و اگر ايشان] [٧]رضا دادندى و خرسند بودندى بدانچه خداى تعالى و پيغامبر-عليه السّلام- بديشان دادى [٨]،و گفتندى: حَسْبُنَا اللّٰهُ ؛ما را خداى بس است،و از سر حسن اعتقاد و وثاقت بر خداى گفتندى: سَيُؤْتِينَا اللّٰهُ مِنْ فَضْلِهِ ؛خداى تعالى ما را خود از فضل و رحمت روزى بدهد،و نيز رسولش كه ما رغبت كردهايم و اميد بسته در او،آنگه جواب«لو» [٩]بيفگند لدلالة الكلام عليه و اقتضائه له،براى آنكه كلام بر او دليل مىكند و تقاضاى او مىكند،و التّقدير:لكان خيرا لهم،ايشان را به بودى اگر چنين كردندى و چنين گفتندى.
آنگه گفت:من قسمت صدقات و زكات پيدا كنم و مستحقّان [١٠]را معيّن گردانم تا هركس طمع نكند،گفت: إِنَّمَا ؛و بيان كرديم كه اين لفظ براى اثبات چيز [١١]باشد و نفى ما سواه،يعنى زكات اينان راست لا غير. اَلصَّدَقٰاتُ ،به اتّفاق مراد بدين صدقات اين جا زكات است،و اين دو لفظ متداخلند،زكات به معنى صدقه آمد،و صدقه به معنى زكات.حقتعالى گفت:صدقات نيست مگر فقرا و مساكين را.
و خلاف كردند در معنى فقير و مسكين و فرق ميان ايشان؛عبد اللّه عبّاس و حسن بصرى و جابر بن يزيد و زهرى و مجاهد گفتند:فقير آن باشد كه او سؤال نكند.
و مسكين آن باشد كه او سؤال كند.و ابو هريره روايت كرد كه،رسول-عليه السّلام- گفت:مسكين نه آن باشد كه او را يكلقمه يا دو لقمه نان بازگرداند،يا يك خرما يا دو خرما،و لكن مسكين آن باشد كه او را غنايى و كفافى نباشد كه بدان مستغنى
[٦] [١] .مل،مج،لب:دادن.
[٢] .مج:كسبى.
[٣] .آو،بم،مل،مج،لب:آنكس كه.
[٥] [٤] .همۀ نسخه بدلها:كردن.
[٧] .اساس:ندارد؛از آو،افزوده شد.
[٨] .آج،لب:دادندى.
[٩] .همۀ نسخه بدلها،بجز لب:او.
[١٠] .همۀ نسخه بدلها+آن.
[١١] .لب:چيزى؛آو،آج،مل،مج:خير.