روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٩٦
باشد از زبرجد و درّ و ياقوت،بوى او مىدهد از پانصدساله راه،و جَنّٰاتِ عَدْنٍ قصبۀ بهشت است و سقف آن عرش خداست. وَ رِضْوٰانٌ مِنَ اللّٰهِ أَكْبَرُ ؛و رضاى خداى تعالى از ايشان،ايشان را از بهشت بهتر و مهتر باشد.
ابو سعيد خدرى،روايت كند از رسول-صلّى اللّه عليه و آله-كه گفت:چون اهل بهشت در بهشت قرار گيرند،خداى تعالى گويد:(يا اهل الجنة)،اى اهل بهشت! ايشان گويند:لبّيك ربّنا و سعديك.گويد:(هل رضيتم)؛راضى شدى؟گويند:
ربّنا و ما لنا الا نرضى؛بار خدايا!و چگونه راضى نشويم،تو بدادى ما را آنچه كسى را ندادهاى.حقتعالى گويد:من شما را به از اين بدهم.گويند:بار خدايا!به از اين چه باشد؟گويد:رضا و خشنودى من از شما. وَ رِضْوٰانٌ مِنَ اللّٰهِ أَكْبَرُ ؛رضاى كه پس از آن هرگز سخط نبود. ذٰلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ ؛اين ظفرى بزرگ است.
قوله: يٰا أَيُّهَا النَّبِيُّ ؛آنگه حقتعالى با رسول خود خطاب كرد و گفت:اى پيغامبر بركشيده [١]رفيع المنزلة [٢]!جهاد كن با كافران به تيغ و با منافقان.
مفسّران در جهاد با منافقان خلاف كردند كه چگونه باشد؛عبد اللّه مسعود گفت:جهاد با ايشان به دست باشد،اگر نتواند به زبان و اگر نتواند [٣]به دل،و بر وى به دل منكر و مبغض باشد ايشان را،و روى [٤]ترش دارد بر ايشان.عبد اللّه عبّاس گفت:به زبان جفا كند ايشان را و رفق و مدارا نكند با ايشان.و ضحّاك و ابن جريج گفتند:بتغليظ الكلام،سخن درشت گويد با ايشان.حسن و قتاده گفتند:
باقامة الحدود عليهم؛حدهاى خداى بر ايشان براند.و روايتى ديگر از عبد اللّه عبّاس آن است كه:جهاد منافقان به وعظ و تخويف باشد و در قرائت اهل البيت آمده است:(جاهد الكفار بالمنافقين)؛به منافقان با كافران جهاد كن.و جهاد و مجاهده به يك معنى باشد،و اشتقاقه من الجهد الّذي هو المشقّة،و الجهد؛الطّاقة.و مجاهده، ممارست كارى باشد سخت. وَ اغْلُظْ عَلَيْهِمْ ؛و درشت باش بر ايشان.و آن رفق و لطف و خوشخوى [٥]و زفان [٦]خوش كه تو را با مؤمنان باشد،با ايشان مكن،درشت خوى و درشت سخن و ترش روى باش بر ايشان،چه جاى ايشان دوزخ است و آن
[١] .آو،آج،بم:برگزيده.
[٢] .آو،آج،بم،لب:رفيع منزلت.
[٣] .مل،مج:نتوانند.
[٤] .آو،آج،بم:به روى.
[٥] .همۀ نسخه بدلها:خوى خوش.
[٦] .همۀ نسخه بدلها:زبان.