روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٤٢ - ترجمه
حسبانا و محسبة و محسبة،و حسبت الحساب احسبه حسابا و حسبا و حسبانا.حسن بصرى گفت: لاٰ يُعْجِزُونَ ،اى لا يفوتون اللّه؛از خداى فايت نباشد [١].
آنگه مؤمنان را گفت: وَ أَعِدُّوا لَهُمْ ؛ساز كنى از براى ايشان از آلات كارزار از آنچه بتوانى و اسبان و آنچه حاجت باشد به آن در كارزار.و استطاعت معنيى باشد كه جوارح به آن متطاول باشد فعل را [٢]با زوال موانع.و اصل او،طاعت باشد،و قوله:
مِنْ قُوَّةٍ ؛قيل:اراد من رمى.ذكره الفرّاء و رواه عقبة بن عامر عن النّبىّ-عليه السّلام- [ذ] [٣]كره الطّبرى،گفتند:تير انداختن است.عكرمه گفت:مراد حصنهاست. وَ مِنْ رِبٰاطِ الْخَيْلِ ،گفتند:«رباط»،بستنى است [٤]خوارتر از عقد،و«رباط»،مرابطه باشد.و«رباط»،نام آن رسن باشد كه اسب را دو ببندند و«رباط»نام[٤٥-پ] آن جاى باشد كه ايشان [٥]را آنجا ببندند،و«رباط»،مصدر است اجرا كنند بر اسبان،قال الشّاعر:
[و] [٦]انّ الرّباط النكد من آل داحس
ابين [٧]فما [٨]يفلحن يوم رهان
تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللّٰهِ وَ عَدُوَّكُمْ
؛كه به آن بترسانى دشمن خداى را و دشمن خود را،و الرّهب و الرّهبة:الخوف،الارهاب و التّرهيب:الاخافة،و الاسترهاب، الارهاب [٩]ايضا. وَ آخَرِينَ مِنْ دُونِهِمْ ؛و جماعتى ديگر را كه جز ايشانند،كه شما [١٠]ايشان را ندانى،خداى داند ايشان را،و اين عطف است على: عَدُوَّ اللّٰهِ وَ عَدُوَّكُمْ ،و در آنكه مراد به اينان كيستند پنج قول گفتند:
مجاهد گفت:بنى قريظهاند.سدّى گفت:اهل پارساند.حسن بصرى گفت و ابن زيد:منافقانند.طبرى گفت:جنّيانند.جبّائى گفت:بر عموم است،يعنى هر دشمنى كه تو دشمنى او ندانى و خداى داند كه او دشمن شماست.و«علم»،به
[١] .همۀ نسخه بدلها،بجز مل و مج:نباشند.
[٢] .مل:كردن فعل را.
[٣] .از آو،افزوده شد.
[٤] .آو،آج،بم،لب،آن:بستن باشد.
[٥] .مل،مج:اسبان.
[٦] .هيچكدام از نسخهها ندارد؛به قياس متن چاپى مرحوم شعرانى و مآخذ ديگر آورده شد.
[٧] .اساس و ديگر نسخه بدلها:كنون؛به قياس متن چاپى مرحوم شعرانى و مآخذ ديگر آورده شد.
[٨] .اساس:كما؛به قياس نسخۀ آو،تصحيح شد.
[٩] .اساس و ديگر نسخه بدلها:الرّهب؛متن با توجّه به منابع لغت و تفسير تصحيح شد.
[١٠] .اساس و ديگر نسخه بدلها:تو؛به قياس با مفهوم آيه و معنى آن در صفحات گذشته تصحيح شد.