روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٧٩ - ترجمه
است كه درويشى اعتبار نيست در غزات،قوله: وَ ابْنِ السَّبِيلِ ؛مسافر مجتاز [١]،و هركه ملازم چيزى باشد او را ابن آن چيز گويند،چنان كه مرغابى را ابن الماء گويند، و مرد كارزارى را ابن الحرب گويند،قال الشّاعر:
انا ابن الحرب ربّتني وليدا
الى ان شبت [٢]و اكتهلت لداتي
نصيبى از زكات مرد غريب منقطع به را باشد و محتاج،و اگرچه در شهر خود خداوند مال بسيار باشد،اين قول مجاهد است و زهرى،و مالك گفت و فقهاى عراق [٣]-ابو حنيفه و اصحابش [٤]:حاجيان منقطع به باشند.شافعى گفت:كسانى باشند كه به سفر خواهند شدن و برگ ندارند-سفرى كه نه معصيت باشد.و قتاده گفت:مهمان باشد. فَرِيضَةً مِنَ اللّٰهِ ،نصب او بر حال است،من قوله: لِلْفُقَرٰاءِ ،اى هذه الصّدقات ثابتة كائنة لهؤلاء المذكورين فَرِيضَةً مِنَ اللّٰهِ ،امّا در عهد رسول -عليه السّلام-و نايبان او،شرط آن بود كه پيش او برند تا او قسمت كند على ما يرى؛چنان كه صلاح داند،و امّا عند غيبت امام و قصور يد امام [٥]از تصرّف،صاحب مال قسمت كند بر پنج قسمت،به نزديك ما،فقرا و مساكين و رقاب و غارمين و ابن السّبيل،براى آنكه عاملان ساقط شوند ازآنجا كه عاملان و جبات از قبل امام باشند،و چون امام ايشان را نصب نكرده باشد به اين كار،ايشان را نصيبى نباشد. وَ الْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ ،از توابع جهاد است،و جهاد را وجوبش بر وجود امام موقوف است،تا امام نباشد جهاد واجب نبود،و همچنين فِي سَبِيلِ اللّٰهِ كه اسباب و آلات جهاد است.
اما آنكه نصيب هريكى چند باشد،او مخيّر است خواهد جمله به يكى صنف دهد و خواهد به يكى شخص دهد و خواهد [٦]تفرقه كند [٧]ميان ايشان به سويّت يا به تفاوت چنان كه مصلحت بيند،جز كه يك شرط معتبر است،و آن آن است كه:كمتر از نصيب يك نصاب به يك كس ندهد،امّا نيم دينار اگر زر باشد
[١] .مل+باشد.
[٢] .اساس:شئت؛به قياس با نسخۀ چاپى مرحوم شعرانى،تصحيح شد.
[٣] .آو،آج،بم،لب:مجاهد است و زهرى و مالك و فقهاى عراق.
[٤] .آو،آج،بم،لب:ابو حنيفه و اصحابش گفتند.
[٥] .همۀ نسخه بدلها:او.
[٦] .مل:اگر خواهد.
[٧] .اساس:كنند با توجّه به اتفاق نسخه بدلها تصحيح شد.