روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٠٨ - ترجمه
جواب دوم،آن است كه:آن عذاب كه نفى كرد در آيت اوّل عذاب استيصال است، و آنكه اثبات كرد در دوم،آيت عذاب[قتل] [١]و اسر است.و امّا شرط استغفار،مراد به آن ايمان است براى آنكه هركه ايمان ندارد استغفار از او درست نيايد،و چون ايمان آرند عذاب از ايشان ساقط شود در دنيا و آخرت[ما دام] [٢]تا چيزى نكنند كه در آخرت مستحقّ عقاب شوند. وَ لٰكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لاٰ يَعْلَمُونَ ؛و لكن بيشترينۀ اينان ندانند و اين دليل است بر بطلان قول اصحاب معارف كه گفتند:معارف ضرورى است.
وَ مٰا كٰانَ صَلاٰتُهُمْ عِنْدَ الْبَيْتِ إِلاّٰ مُكٰاءً وَ تَصْدِيَةً ،حقتعالى در اين آيت بيان كرد كه:اگر بينيد ايشان را-اعنى مشركان را-كه نزديك خانۀ خداى نماز مىكنند، گمان مبريد كه آن نماز قربت و عبادت است تا سبب دفع عذاب باشد يا بر سبيل استغفار است،بل نيست نماز ايشان آن جايگاه إِلاّٰ مُكٰاءً ؛مگر صفير،يقال:
مكا الطّير و الرّجل يمكو مكوا و مكاء،قال عنتره:
و حليل غانية تركت مجدّلا
تمكو فرائضه [٣]كشدق الأعلم
و مكاء،صفير باشد به دهن.جعفر بن ربيعه گفت:ابو سلمة بن عبد الرّحمن را پرسيدم از اين آيت،دستها به هم بازنهاد و باد در او كرد تا ازآنجا صفيرى بيامد،و گفت:چنين كردندى.عبد اللّه عبّاس گفت:قريش چون گرد خانه طواف كردندى، به دهن صفير مىزدندى و دست مىزدندى.مجاهد گفت:جماعتى از عبد الدّار [٤]چون رسول-عليه السّلام-طواف كردى،ايشان بر طريق استهزا از پس او مىرفتندى و به دهن صفير مىزدندى و دست مىزدندى.مقاتل گفت:چون رسول-عليه السّلام- در مسجد الحرام نماز كردى،دو مشرك [٥]بيامدندى بر راست او بايستادندى،و دو بر چپش و صفير مىزدندى و دست مىزدندى تا او را به غلط افگنند و خداى تعالى ايشان را به بدر گرفتار كرد-سدّى گفت:مكاء،صفيرى باشد بر لحن مرغى سپيد كه به حجاز باشد،آن را مكّاء گويند،و به پارسى آن را شبان فريب مىگويند، قال الشّاعر:
اذا غرّد المكّاء في غير روضة
فويل لاهل الشّاء و الحمرات
و قال امرؤ القيس،في جمع هذا الطّائر و قد جمع على مكاكيّ:
[٢] [١] .اساس:ندارد؛از آو،افزوده شد.
[٣] .مل:فريصته.
[٤] .آج،مج،لب:بنى عبد الدّار.
[٥] .آو،آج:مكوك؛بم،آن:ملوك.