روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٢٤ - ترجمه
باشد،و حبر،عالمى بود كه صناعت او تحبير و تحسين اشيا باشد.و«احسان»،به معنى علم استعمال مىكنند،عرب يقولون:فلان يحسن كذا،چون نيك داند.و «رهبان»جمع راهب باشد،و آن زاهد ترسايان را گويند.و اشتقاق او از رهبت باشد،و آن خوف بود.
حقتعالى به مذمّت و منقصت جهودان و ترسايان اين آيت فرستاد و گفت:
ايشان،اعنى جهودان و ترسايان عالمان و زاهدان خود را خدايان گرفتهاند.به قول ايشان حرام حلال مىدارند و حلال حرام.
مصعب بن سعد [١]روايت كرد از عدىّ بن حاتم[كه] [٢]گفت:من ترسا بودم و به نزديك رسول آمدم و صليبى از زر در گردن داشتم،مرا گفت:يا عدىّ!اين بت از گردن بيرون كن.من از گردن بر آوردم و بينداختم.آنگه رسول-عليه السّلام-سورت برائت خواندن گرفت به اين آيت رسيد كه: اِتَّخَذُوا أَحْبٰارَهُمْ وَ رُهْبٰانَهُمْ أَرْبٰاباً مِنْ دُونِ اللّٰهِ ،مىگفتم:ما ايشان را نپرستيم [٣].گفت:نه [٤]،به قول ايشان حرام به حلال مىدارى و حلال حرام؟گفتم:آرى.گفت:اين عبادت ايشان بود احبار و رهبان را.و مانند اين روايت كردند از باقر و صادق-عليهما السّلام.عطا گفت از ابو البخترىّ در اين آيت كه:ايشان عبادت نكردند احبار و رهبان را به معنى نماز و روزه،و لكن قبول[قول] [٥]ايشان كردند در حلال و حرام بىحجّتى.ربيع گفت،ابو العاليه را گفتم:اين ربوبيّت احبار و رهبان چگونه بود؟گفت:در تورات و انجيل احكام حلال و حرام ديدند،گفتند:ما سبق نبريم علما و احبارمان را،آن كنيم كه ايشان گويند.ايشان به خلاف تورات و انجيل بگفتندى،از ايشان قبول كردندى،و ذلك قوله: نَبَذَ فَرِيقٌ مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتٰابَ كِتٰابَ اللّٰهِ وَرٰاءَ ظُهُورِهِمْ كَأَنَّهُمْ لاٰ يَعْلَمُونَ [٦].
بعضى اهل معانى گفتند:معنى آن است كه:اتّخذوهم كالارباب في وجوب الطّاعة؛ايشان را چون خدايان گرفتهاند در وجوب طاعت،چنان كه گفت:
[١] .آو،بم:سعيد.
[٥] [٢] .اساس:ندارد؛از آو،افزوده شد.
[٣] .آو،بم:نپرستديم؛آج،لب:نپرستيديم.
[٤] .همۀ نسخه بدلها،بجز مل و مج:تو.
[٦] .سورۀ بقره(٢)آيۀ ١٠١.