روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٢٥ - ترجمه
حَتّٰى إِذٰا جَعَلَهُ نٰاراً... [١] ،اى كالنّار،و قال عبد اللّه بن المبارك:
و هل بدّل الدّين الّا الملوك
و احبار سوء و رهبانها
وَ الْمَسِيحَ ابْنَ مَرْيَمَ
؛و نيز عيسى مريم را،فى قولهم: إِنَّ اللّٰهَ ثٰالِثُ ثَلاٰثَةٍ... [٢]، «واو»،عطف است بر احبار و رهبان: وَ مٰا أُمِرُوا إِلاّٰ لِيَعْبُدُوا إِلٰهاً وٰاحِداً ؛و نفرمودند ايشان را كه پرستند مگر يك خداى را.حقتعالى به اين كلمه رد كرد بر ايشان و اعتقاد ايشان در عيسى و رهبان و احبار،آنچه در حقّ خداى تعالى واجب باشد. لاٰ إِلٰهَ إِلاّٰ هُوَ ؛نيست بجز او خدايى كه سزاوار عبادت باشد،و او را توان[٧٢-ر] پرستيدن. سُبْحٰانَهُ ،منزّه است او ازآنكه با او انباز گيرند.
يُرِيدُونَ أَنْ يُطْفِؤُا نُورَ اللّٰهِ بِأَفْوٰاهِهِمْ ؛مىخواهند تا نور خداى بنشانند و تاريك كنند به دهنهاشان،و اين مثلى است،يعنى مىخواهند تا دين خداى باطل كنند به گفتار بىحجّت.
كلبى گفت:مراد آن است كه،قرآن را تكذيب مىكنند به زبان و قبول نمىكنند.عبد اللّه عبّاس گفت:مراد جهودان و ترساياناند كه مىخواهند نام الهيّت و سمت عبادت بر احبار و رهبان نهند،و نور خداى كه توحيد اوست و اصل دين او بنشانند به اقوال باطل كه بر من [٣]مىگويند.ضحّاك گفت:تمنّاى مرگ رسول ما مىكنند و هلاك دين او.بعضى اهل معانى گفتند:اين بر طريق مثل است،يعنى ايشان در تمنّاى محال كه كردند كه به گفتار بىحجّت دين خداى باطل كنند،با كسى مانند كه خواهد كه نور آفتاب به باد دهن بنشاند،چنان كه يكى از ما چراغ بنشاند به باد دهن.يعنى مىپندارند كه اين دينى است كه به گفتار ايشان باطل شود چون چراغى ضعيف كه به بادى از دهن كشته شود.و سدّى گفت:نور خداى اسلام است.و حسن گفت:قرآن است،و بعضى دگر گفتند:دليل و برهان است،و وجه تشبيه آن است كه:به او راه يابند چنان كه به نور و روشنايى. وَ يَأْبَى اللّٰهُ إِلاّٰ أَنْ يُتِمَّ نُورَهُ ؛و خداى تعالى امتناع كرده است و نمىخواهد كه باشد الّا تمامى نور او.
ايشان مىخواهند كه بنشانند و خداى من خواهد تا تمام كند،و مراد خداى به وجود اولىتر از مراد ايشان.و«ابا»،منع باشد و امتناع،قال الشّاعر:
[١] .سورۀ كهف(١٨)آيۀ ٩٦.
[٢] .سورۀ مائده(٥)آيۀ ٧٣.
[٣] .آج،لب،مل،مج،به دهن.