روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٩ - ترجمه
قول، تَحْمِلْ عَلَيْهِ محمول باشد على الحملة الّتي هي الصّولة و الطّرد.و وجهى دگر آنكه من الحمل باشد،اگر بارى بر او نهى،يعنى اگر او را بر كارى حمل كنى كه كار او باشد چون رفتن و تاختن و صيد كردن لهث كند،و اگر رهايش كنى همان كند.
عبد اللّه عبّاس گفت:معنى آن است كه،اگر كلمت حكمت بر او حمل كنى بر نگيرد و اگر رهايش كنى مهتدى نشود چون سگ كه اگر مطرود باشد و اگر رابض،لهث كند و به يك منزلت باشد،حسن بصرى گفت:مثل منافق است كه اگر دعوت كنى و اگر نه با حق رجوع نكند،و اين در معنى مانند آن است كه گفت: وَ إِنْ تَدْعُوهُمْ [١]إِلَى الْهُدىٰ لاٰ يَتَّبِعُوكُمْ سَوٰاءٌ عَلَيْكُمْ أَ دَعَوْتُمُوهُمْ أَمْ أَنْتُمْ صٰامِتُونَ [٢].
ذٰلِكَ ،اشارت است به اين مثل كه زد،گفت:اين مثل آن قوم است كه آيات ما دروغ داشتند. فَاقْصُصِ الْقَصَصَ ،تو كه محمّدى،قصّه گذشتگان با ايشان بگوى تا باشد كه تفكّر كنند.محمّد بن اسحاق گفت،معنى آن است كه:خبر اسلاف با اين اهل كتاب بگو تا چون بشنوند بدانند كه اين خبرها موافق كتابهاى ايشان است و تو مرد كتابخوان [٣]نهاى،باشد كه انديشه كنند و بدانند كه اين به وحى خداى و پيغام جبريل مىگوى.
سٰاءَ مَثَلاً ،تقدير آن است كه:ساء المثل مثلا مثل القوم الذين كذبوا بآياتنا،و مانند اين قول جرير است:
فنعم الزاد زاد ابيك زادا
اگر كلام مفسّر و مشروح آمدى چنين بودى كه در بيت هست،براى آنكه «نعم»و«بئس»و«ساء»از حقّ ايشان آن است كه اسنادشان با اسمى كنند كه در او«الف»و«لام»جنس باشد،آنگه اسمى دگر بايد معرفه كه مخصوص بالمدح و الذّم باشد؛آنگه باشد كه آن اسم كه در او«لام»جنس باشد بيفگنند و نصب كنند آن را بر تمييز،چنان كه اين جا هست.و مثله:نعم رجلا زيد و بئس غلاما عمرو،و
[١] .اساس:تدعهم،كه با توجه به ضبط قرآن مجيد تصحيح شد.
[٢] .سوره اعراف(٧)آيه ١٩٣.
[٣] .مج:خوانده.