روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٩٥
را كه در اين جا شود! عبد اللّه مسعود گفت:هى بطنان الجنّة،اى وسطها؛آن ميانۀ بهشت است،آنجا كه از آن به،جاى نباشد.
عبد اللّه عبّاس از كعب الاحبار پرسيد كه:جنّات عدن،چه باشد؟گفت:عدن، به سريانى رز باشد و انواع انگور.
عبد اللّه بن عمر [١]گفت:جنّات عدن،عدن كوشكى است در بهشت پيرامن او بروج و مروج است،يعنى [٢]كوشكها و مرغزارها،او را پنج هزار در است،بر هر درى خيمهاى،در آنجا نشود الّا پيغامبرى يا صدّيقى يا شهيدى.
حسن بصرى گفت:جنّات عدن،و ما أدراك ما جنّات عدن،كوشكى است از زر [٣]،در او نشود الّا به پيغامبرى يا صدّيقى يا شهيدى يا حاكمى عدل [٤].
ضحّاك گفت:عدن،شهرستان بهشت است و در آنجا پيغامبران و امامان و شهيدان باشند،و مردمان پيرامون ايشان باشند و بهشتها پيرامن آن باشد.
عطاء بن السّائب گفت:عدن،جويى است[٩٦-ر]در بهشت،درختان بر كنارهاى او،و مقاتل و كلبى گفتند:عدن،بلندتر درجه است در بهشت،و چشمۀ تسنيم در اوست و بهشتها پيرامن آن است،و از آنگه [٥]كه خداى تعالى آفريد [٦]، پوشيده است،كشف نفرمايند [٧]از او تا اهلش فرونيايند [٨]،و اهل او،انبيا و صدّيقان و شهيدان و صالحان باشند [٩]و آنان كه خداى خواهد،و فيها قصور الدّرّ و الياقوت؛و در او كوشكهاست از درّ و ياقوت و زر.بادى خوش از زير عرش مىجهد [١٠]بر پشتههاى [١١]مشك سپيد،و آن را در آن كوشكها مىبرد.
عطاء الخراسانى [١٢]گفت،فى قوله: وَ مَسٰاكِنَ طَيِّبَةً فِي جَنّٰاتِ عَدْنٍ [١٣]،كوشكها
[١] .اساس:عمرو؛به قياس با نسخۀ آو،تصحيح شد.
[٢] .اساس:هيچ؛به قياس با نسخۀ آو،و اتّفاق نسخهها تصحيح شد.
[٣] .لب:رز.
[٤] .مل:بعدل؛مج:يا عادلى.
[٥] .مل:و از آنوقت باز.
[٦] .همۀ نسخه بدلها،بجز مج:آفريده.
[٧] .آو،آج،بم،لب:نفرمايد.
[٨] .آو،آج،بم،مج،لب:نيايد.
[٩] .آو،آج،بم:از.
[١٠] .مل:و بادى خوش بجهد از زير عرش.
[١١] .اساس و ديگر نسخه بدلها:پشتها/پشتهها.
[١٢] .آو:خورسانى؛آج،لب:الخوراسانى.
[١٣] .اساس+گفت؛به قرينه با نسخۀ آو،حذف شد.