روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٣٠ - ترجمه
الحقّ الّذي عليه [١]في ذلك و من زاد فهو خير له؛ گفت:هركه زكات مال بدهد آن حق كه بر اوست داده باشد،و آنكس كه بيفزايد بر زكات،او را بهتر بود.رسول -عليه السّلام-گفت:
نعم [٢]المال [٣]الصّالح للرّجل الصّالح؛ نيك چيزى است مال نيك،مرد نيك را.
دگر آنكه عبد اللّه عمر را پرسيدند از اين آيت،گفت:هركه زر و سيم گنج نهد و زكاتش ندهد واى بر او!و هركه زكات بدهد،بر او باكى نيست.آنگه گفت:من باك ندارم ازآنكه مرا به وزن كوه احد زر باشد و من عدد آن دانم و زكاتش بدهم و در طاعت خداى صرف كنم.
و كنز،در كلام عرب مالى باشد مجموع بر هم نهاده،اگر در زير زمين بود و اگر بر بالاى زمين دليل است [٤]بر قول شاعر:
لا درّ درّي ان اطعمت نازلهم
قرف [٥]الحتيّ و عند[ى] [٦]البرّ مكنوز
اى مجموع و الحتيّ؛سويق المقل.و در شاذّ يحيى بن يعمر خواند:«يكنزون» بضمّ النّون،و جملۀ قرّاء به كسر خواندند،و اين هر دو لغت است.و مثله:يعكفون و يعرشون [٧]در آنكه به ضم و كسر روا باشد،و«اكتناز»اجتماع باشد،و جوز مكتنز آن بود كه مغز در او بسيار بود. وَ لاٰ يُنْفِقُونَهٰا فِي سَبِيلِ اللّٰهِ ؛و آن را به نفقه نكنند[در راه خداى] [٨]،و براى آن گفت: يُنْفِقُونَهٰا -و مذكور در پيش دو است از زر و سيم-و ينفقونهما نگفت تا ضمير عايد باشد با هر دو براى چند [٩]وجه را:
قطرب گفت:«ها»عايد است با كنوز و اموال و اعيان[٧٣-پ]زر و سيم،و اين رجوع ضمير باشد با معنى براى آنكه زرها و سيمهاى بسيار در دست مردمان بسيار گنجها باشد.وجهى ديگر آن است كه گفتند:«ها»راجع است با زكات،و معنى انفاق،اخراج باشد،على ما بيّنّاه فيما تقدّم-و زكات از آن[بيرون] [١٠]نكنند كه
[١] .اساس:نعما؛به قياس با نسخۀ آو و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٢] .اساس+و؛به قياس با نسخۀ آو،حذف شد.
[٣] .مل،مج:بالمال.
[٤] .همۀ نسخه بدلها:دليلش.
[٥] .اساس:فرق؛به قياس با چاپ مرحوم شعرانى و مآخذ و منابع شعر و لغت،تصحيح شد.
[١٠] [٨] [٦] .اساس:ندارد؛از آو،افزوده شد.
[٧] .آو،آج،بم،لب:يعكفون.
[٩] .آو،آج،بم:سه.