روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٥٣ - ترجمه
عجز ما ديد.عبد اللّه عبّاس گفت،رسول-صلّى اللّه عليه و آله-گفت:خداى تعالى مرا پنج چيز داد كه هيچ پيغامبر را نداد پيش از من.
زمين را مسجد [١]و طهور من كرد تا هركجا رسم نماز كنم و هرگه كه آب نيابم به خاك تيمّم كنم،و هيچ پيغامبر را نماز روا نبودى مگر در محرابش.
و مرا ترس دادند در دلهاى دشمنان تا هركجا من روم [٢]،يكماهه راه ترس من از پيش من مىشود.
سديگر آنكه:خداى تعالى پيغامبران را به خاصّه و قوم خود فرستاد جز من كه مرا به جنّ و انس فرستاد.
و پيغامبران ديگر،خمس از مال [٣]جدا كردندى تا آتش بيامدى و بخوردى آن را و مرا فرمودند تا بر قوم خود قسمت كنم.
پنجم:هر پيغامبرى را مرادى بدادند،و حاجت من شفاعت من كرد[ند] [٤]ذخيره براى امّت من.
فَكُلُوا ،لفظ او،امر است و مراد اباحت است،«من»،شايد تا تبعيض بود و شايد كه تبيين بود و«ما»،موصوله است بمعنى الّذى. حَلاٰلاً طَيِّباً ،نصب او بر حال است از مفعول،يعنى در آن حال كه حلال و پاكيزه است. وَ اتَّقُوا اللّٰهَ ؛از خداى بترسيد كه خداى تعالى غفور و رحيم است،آمرزنده و بخشاينده است.
يٰا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِمَنْ فِي أَيْدِيكُمْ مِنَ الْأَسْرىٰ ،آنگه امر كرد رسول را -عليه السّلام-گفت،بگو اين اسيران را كه در دست تواند كه:اگر خداى تعالى در دل شما خيرى داند،يعنى ايمان،و گفتند:مراد نيّت و عزم بر خير و طاعت است،و حمل كردن بر عموم افعال قلوب از باب خير اولىتر باشد.
ابو عمرو خواند و ابو جعفر [٥]:من الاسارى،باثبات الالف بين السّين و الرّاء،و باقى قرّاء خواندند: مِنَ الْأَسْرىٰ .
يُؤْتِكُمْ خَيْراً ،شما را بدهد به ازآنكه [از] [٦]شما گرفته باشند [٧]و بر سرى
[١] .همۀ نسخه بدلها،بجز مج:زمين بمسجد.
[٢] .همۀ نسخه بدلها،بجز مل:مى روم.
[٣] .همۀ نسخه بدلها،بجز مل و مج+خود.
[٤] .اساس:ندارد؛از آو،افزوده شد.
[٥] .همۀ نسخه بدلها،بجز مل و مج:ابو حفص.
[٦] .اساس:ندارد؛از آو،افزوده شد.
[٧] .اساس:باشيد؛به قياس آو،تصحيح شد.