روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٨٢ - ترجمه
باشد خداى كه عذاب كند ايشان را و تو يا محمّد در ميان ايشان باشى،و نه باشد [١]خداى سبحانه و تعالى عذابكنندۀ ايشان،و ايشان آمرزش مىخواهند.
؛و چِبُوَد [٢]ايشان[را] [٣]كه عذاب نكند ايشان را خداى تعالى و ايشان مىبگردانند و مىبگردند از مزكت [٤]حرام [٥]و نبودند و نيستند دوستان او،نباشد دوستان او مگر پرهيزكاران و لكن بيشتر ايشان ندانند.
[و نبود] [٦]نماز ايشان نزديك خانه مگر صفير و دست بر هم زدن، بچشى عذاب به آنچه كافر شدى.
قوله[تعالى] [٧]: يٰا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذٰا لَقِيتُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا زَحْفاً فَلاٰ تُوَلُّوهُمُ الْأَدْبٰارَ -الآية-.حقتعالى در اين آيت خطاب كرد با مؤمنان و گفت ايشان را:اى گرويدگان و باوردارندگان من و رسولان من!چون بينى كافران را كه بهيكبار [٨]به سر شما فرود آيند،نگر تا پشت بر نكنى و به هزيمت نروى.و الزّحف،الزّحمة، و قوله:زحفا،اى مجتمعين متزاحفين [٩].و اصل او تدانى و تقارب باشد،قال الاعشى:
لمن [١٠]الظّعائن سيرهنّ تزاحف
عرض الشّفير [١١]اذا تقاعس يحذف [١٢]
و زحف،مصدر است،براى اين تثنيه و جمع نكرد او را،و نصب او محتمل است دو وجه را؛يكى:مصدر على تقدير زاحفين زحفا،و دوم:مصدرى در موضع حال اى متزاحمين. فَلاٰ تُوَلُّوهُمُ الْأَدْبٰارَ ؛پشتهاى خود را به ايشان مدهى،و معنى آنكه [به] [١٣]هزيمت مروى.لفظ دبر براى استقباح حال گفت تا باشد كه ايشان استنكاف كنند ازآنكه بگريزند و همه مبالات نكردند.
[١] .آو،بم،مج،آن:نكند؛آج:نسزد.
[٢] .آج،لب:چيست؛آو،بم،آن:نبايد؛مج:نباشد.
[١٣] [٧] [٦] [٣] .اساس:ندارد؛از آو،افزوده شد.
[٤] .همه نسخه بدلها:مسجد.
[٥] .همه نسخه بدلها:مكّه.
[٨] .همه نسخه بدلها،بجز مل و مج:يكبارگى.
[٩] .آو،بم،آن:مزاحفين؛آج:مزاحمين به هزيمت.
[١٠] .اساس:انّ؛به قياس با نسخه آو،و اتفاق نسخهها تصحيح شد.
[١١] .اساس:عوم السّفين؛به قياس با نسخه آو،تصحيح شد.
[١٢] .اساس:تحذف؛به قياس با نسخه آو،تصحيح شد.