روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣١٣
رَسُولِهِ ؛براى آنكه اينان به خداى و پيغامبر كافرند،و خداى تعالى هدايت نكند به ره بهشت فاسقان و منافقان و كافران را.
قوله: فَرِحَ الْمُخَلَّفُونَ بِمَقْعَدِهِمْ خِلاٰفَ رَسُولِ اللّٰهِ ،حقتعالى در اين آيت ذكر آنان كرد كه ايشان در غزات تبوك از رسول-عليه السّلام-بازپس استادند،گفت:آن مخلّفان،بازپس گذاشتگان [١]،شادمانهاند به خلاف و مخالفت رسول و اين قول قطرب و مؤرّج است،و نصب او بر مفعول له باشد،ابو عبيده گفت:بعد رسول اللّه و انشد قول الشّاعر:
عقب الرّبيع [٢]خلافهم فكانّما
بسط الشّواطب بينهنّ حصيرا
اى،بعدهم.و دليل اين قول قرائت عمر بن ميمون است در شاذّ«خلف»،و نصب او بر ظرف است. وَ كَرِهُوا ؛و نخواستند كه جهاد كنند به مال و جانشان در سبيل خداى تعالى.و گفتند يكديگر را كه:در گرماى گرم بيرون مشوى،و غزاى تبوك در فصل تابستان بود و گرماى عظيم بود،ايشان به گرما تعلّل كردند،خداى تعالى گفت:بگو كه آتش دوزخ گرمتر است اگر با اين صبر نمىدارى،با آن چگونه دارى اگر در خود دانى.
آنگه گفت:بگو اين منافقان را كه،اندك خندى كه بسيار خواهى گريستن در قيامت.و لفظ،لفظ امر غايب است و مراد نهى،يعنى مخندى و اگر [٣]جاى تعجّب و خنده باشد هم اندك خندى،و قوله: وَ لْيَبْكُوا [٤]،[١٠٠-پ]لفظ امر است و مراد خبر است از آينده،و المعنى:فسيبكون [٥]كثيرا. جَزٰاءً ،و نصب او بر مفعول له است، يعنى بسيار خواهى گريستن چون عقاب خداى بينى و از آن سبب بگريى بسيار.و خنده،تفتّحى باشد كه در روى و دهن پديد آيد عند آنكه عجبي [٦]بيند يا شنود يا فرحى.و گريه،تشنّجى باشد كه در روى پيدا شود عند غمى با جريان آب [٧]چشم،و
[١] .مل:بازپسگشتگان.
[٢] .آو،بم:عفت الدّيار.
[٣] .مل+چه.
[٤] .اساس:فليبكوا؛به قياس با قرآن مجيد و نسخۀ مل،تصحيح شد.
[٥] .آو،آج،بم:سيكون؛مل،لب:فستكون.
[٦] .آو،آج،بم،لب:تعجّبى.
[٧] .مل+از.