روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٩٨ - ترجمه
جايها. وَ يَوْمَ حُنَيْنٍ ،و نصب او بر فعلى مقدّر باشد كه فعل حاصل بر او دليل است،و التّقدير:و نصركم ايضا يوم حنين.و روا بود كه محذوف،اذكروا باشد،يعنى ياد كنى روز حنين-و آن نام وادى است ميان مكّه و طايف-و اين قول قتاده است،و عروة بن الزّبير گفت:وادى است در پهلوى ذى المجاز،و براى آن صرف كرد آن را كه نام وادى است ميان مكّه و طايف،و اگر تأويل كنند على البقعة تا علميّت و تأنيث در او باشد صرف نبايد كردن آن را چنان كه شاعر گفت:
نصروا نبيّهم و شدّوا ازره
بحنين يوم تواكل الابطال
[٦٣-پ]و قصّۀ حنين،على ما ذكره المفسّرون-چنان كه مفسّران گفتند-به الفاظ مختلف و معانى متّفق آن بود كه:چون رسول-عليه السّلام-فتح مكّه بكرد در ماه رمضان-چند روز از او مانده-آنگه از مكّه بيرون آمد و روى به حنين نهاد براى قتال هوازن.قتاده گفت:آن روز دوازده هزار مرد با رسول بودند از مهاجر و انصار و دو هزار مرد از جملۀ طلقاء [١].مقاتل گفت:يازده هزار و پانصد بودند.كلبى گفت:ده هزار بودند و از آن بيشتر،جمع كه آن روز بود هرگز نبود،و مشركان چهار هزار مرد بودند از هوازن و ثقيف-و رئيس هوازن مالك بن عوف النّصرى بود،و رئيس ثقيف كنانة بن عبد يا ليل بن عمرو بن عمرو الثّقفى-چون به يكديگر رسيدند،ابو بكر گفت:
چون جمع لشكر رسول چنان ديد [٢]،گفت:لن نغلب اليوم من قلّة؛ما را امروز غلبه نكنند از اندكى.و گفتند:اين سخن رسول-عليه و آله السّلام-گفت،و گفتند:مردى گفت نام او سلمة بن سلامة [٣].گويند:چون رسول-عليه و آله السّلام-اين بشنيد خوش نيامد او را،و ذلك قوله: وَ يَوْمَ حُنَيْنٍ إِذْ أَعْجَبَتْكُمْ كَثْرَتُكُمْ فَلَمْ تُغْنِ عَنْكُمْ شَيْئاً .آنگه كارزار [٤]درآويختند.مسلمانان بر مشركان زدند و ايشان را ببردند [٥]و پراگنده كردند و به غنيمت مشغول شدند،مشركان گفتند يكديگر را:اى [٦]حماة السّوء؛اى حمايت داران بد كجا مىروى و زنان در دست ايشان رها مىكنى؟رجعت كردند و بازآمدند -و قوم به غنيمت مشغول بودند مستعدّ نبودند-بر مسلمانان زدند و ايشان را آمدند-و قوم به غنيمت مشغول بودند مستعدّ نبودند-بر مسلمانان زدند و ايشان را
[١] .آو،آج،بم،لب:طالقان.
[٢] .آو،آج،بم،لب:ديدند.
[٣] .آو،آج،بم،لب:سلام.
[٤] .همۀ نسخه بدلها،بجز مل:به كارزار.
[٥] .مل+و هزيمت.
[٦] .همۀ نسخه بدلها:يا.