روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٠٤ - ترجمه
را،كقوله: وَ جَزٰاءُ سَيِّئَةٍ سَيِّئَةٌ مِثْلُهٰا [١]... ،و كقوله: فَمَنِ اعْتَدىٰ عَلَيْكُمْ فَاعْتَدُوا عَلَيْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدىٰ عَلَيْكُمْ [٢]... ،و كقول عمرو بن كلثوم:
الا لا يجهلن احد علينا
فنجهل فوق جهل الجاهلينا
و معلوم است كه هيچ عاقل به جهل فخر نيارد و جز او مقابله جهل خواست.
قولى دگر آن است كه:با ايشان معاملت مكّاران كند،فعلى كه صورت مكر دارد و اگرچه در معنى عدل باشد مكر نباشد، وَ اللّٰهُ خَيْرُ الْمٰاكِرِينَ ؛و خداى بهترين - مكركنندگان است براى آنكه مكر ايشان بيفتاد و آنچه خداى كرد موافق خواست و رضاى او آمد.
وَ إِذٰا تُتْلىٰ عَلَيْهِمْ آيٰاتُنٰا قٰالُوا قَدْ سَمِعْنٰا لَوْ نَشٰاءُ لَقُلْنٰا مِثْلَ هٰذٰا -الآيه، حقتعالى در اين آيت حكايت كرد از عناد و جحود كافران،گفت:چون آيات ما از قرآن بر ايشان خوانند،گويند:بشنيديم اين قرآن را اگر ما نيز خواهيم مانند اين بگوييم،كه اين نيست الّا فسانۀ [٣]پيشينگان.خداى تعالى تكذيب ايشان كرد به تحدّى [٤]تا عاجز شدند،و آنگه خبر داد كه:نه عرب تنها،اگر جنّ و انس جمع شوند بر آنكه مثل اين قرآن بيارند نتوانند آوردن،و اگرچه بعضى را معاونت كنند، فى قوله: قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ [٥]-الآية.بعضى مفسّران گفتند:اين آيت در نضر بن الحارث بن كلده.آمد كه او به پارس و حيره رفته بود به تجارت،و كلام ايشان شنيده بود،و ذكر اخبار عجم و جهودان و ترسايان را ديده بود كه تورات و انجيل خواندندى و نماز كردندى،چون به مكّه آمد،رسول را يافت كه قرآن مىخواند و نماز مىكرد،گمان برد كه اين جنس آن است گفت:اين اخبار اوايل است و قصّه امم پيشين.سدىّ گفت:اساطير الاوّلين،اى،اساجيع اهل الحيرة؛سجعهاى اهل حيره است.و اساطير،جمع اسطورة و اسطارة [٦]باشد،و گفتند:جمع جمع است،سطر و اسطار و اساطير.و اصل او من السّطر باشد،و هو الكتابة.
وَ إِذْ قٰالُوا اللّٰهُمَّ إِنْ كٰانَ هٰذٰا هُوَ الْحَقَّ مِنْ عِنْدِكَ -الآية،اين آيت [٧]در
[١] .سوره شورى(٤٢)آيۀ ٤٠.
[٢] .سوره بقره(٢)آيۀ ١٩٤.
[٣] .آج،لب:افسانه.
[٤] .آج،مل:به حدّى.
[٥] .سوره بنى اسرائيل(١٧)آيۀ ٨٨.
[٦] .اساس:اساطره؛به قياس با نسخۀ آب،تصحيح شد.
[٧] .همه نسخه بدلها+نيز.