روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٩٦ - ترجمه
مسلمانان گفتند:يا رسول اللّه!اگر ما را تبرّا مىبايد كردن از كافران،پس ما را از پدر و برادر و جملۀ خويشان تبرّا بايد كردن،و مالهاى ما و تجارتهاى ما تباه شود و سراهاى ما ويران شود،خداى تعالى اين آيت بفرستاد.كلبى گفت:از ابو صالح از عبد اللّه عبّاس كه:چون خداى تعالى رسول را و مؤمنان را فرمود كه هجرت كنند و از مكّه با مدينه شوند [١]،مرد بيامدى و زن را و فرزند را و برادر را و خويشان را گفتى كه:
من به مدينه مىروم،اگر با من بيايى و الّا چون من رفته باشم ميان من و شما خويشى نباشد،و اگر پس از اين آنجا آيى من با شما التفاتى نكنم.كس بودى كه رغبت كردى و هجرت كردى،و كس بودى كه گفتى:نيايم،و كس بودى كه در [٢]آويختى و گفتى:رها نكنم كه تو بروى،مرد آنجا بازايستادى شفقت بر اهلوعيال و هجرت رها كردى.خداى تعالى اين آيت فرستاد[٦٣-ر].
مقاتل گفت:آيت در آن نه مرد آمد كه مرتد گشتند و از مدينه با مكّه شدند، خداى تعالى اين آيت فرستاد و نهى كرد مؤمنان را كه با ايشان دوستى كنند،گفت:
اى آنان كه ايمان آوردهاى و بگرويدهاى!پدرانتان را و فرزندانتان را به دوست مگيرى و با ايشان اختلاط و دوستى مكنى،اگر چنان باشد كه ايشان ايمان نيارند و اختيار كفر كنند بر ايمان.
و استحباب،طلب محبّت باشد،و گفتهاند:استحبّ،به معنى احبّ است [٣]، وَ مَنْ يَتَوَلَّهُمْ مِنْكُمْ ؛و هركه از شما با ايشان موالات و دوستى كند و تولاّ كند به ايشان،ظالم باشد.
آنگه گفت ايشان را:بگو اى محمّد كه،اگر پدرانتان و فرزندانتان و برادرانتان و زنانتان و خويشانتان،و ابو بكر عن عاصم و يعقوب خواندند:«و عشيراتكم»به جمع،و دگر قرّاء بر واحد«عشيرتكم».واو،فعليه باشد به معنى مفاعله از عشره و معاشرة،يعنى همساز او باشد.و گفتهاند:عشيره،جماعتى باشند كه مرجع ايشان با يك عقد بود،كعقد العشرة،و العشر واحدة من العشرة،و العشرة؛المعاشرة،و العشير
[١] .همۀ نسخه بدلها،بجز مل و مج+و.
[٢] .آو،آج،بم،مل+او.
[٣] .همۀ نسخه بدلها،بجز مل+چنان كه استجاب و اجاب.اساس در اين جا عبارت«و تولاّ كند به ايشان ظالم» را اضافه دارد.كه زايد و مربوط به سطر بعدى است.