روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٧٥ - ترجمه
و فقير،فعيل باشد به معنى مفعول،يعنى مفقور،و هو مكسور فقار الظّهر من قولهم:فقره[اذا اصاب فقرا ظهره.و اصل فقير پشت شكسته باشد،و مسكين،مفعيل باشد من السّكون] [١]،پندارى كه از حركت نشاط ساكن است،و سخت ساكن است.
وَ الْعٰامِلِينَ عَلَيْهٰا ؛و آنان كه برآن عمل مىكنند،يعنى آنان كه سعى كنند در آن و جبايت كنند و آن بستانند و جمع كنند ايشان را نصيبى باشد.و در مقدار سهم او خلاف كردند؛مجاهد گفت و ضحّاك:ثمّ آنچه حاصل باشد او را دهند،و مقدار سهم او خلاف كردند؛مجاهد گفت و ضحّاك:ثمّ آنچه حاصل باشد او را دهند،و عبد اللّه بن عمر [٢]گفت و حسن و ابن زيد كه:بر قدر عمل دهند او را مزد،و اين مذهب شافعى است و ابو ثور و روايت عبد اللّه عبّاس و عمر خطّاب و حذيفة بن اليمان و عطا و ابراهيم و سعيد جبير است.و قول صادق و باقر [٣]،آن است كه:مفوّض باشد به امام با آنچه صلاح داند بدهد و همچنين قول مالك [٤]است و فقهاى اهل عراق. وَ الْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ ؛خلاف است [٥]در او،قتاده گفت:جماعتى بودند از عرب كه رسول -عليه السّلام-دل ايشان را به مال [٦]نرم مىكرد و استمالت مىكرد ايشان را تا باشد كه ايمان آرند.
مفضّل بن عبد اللّه گفت:زهرى را پرسيدم از اَلْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ ؛گفت:آنان بودند كه اسلام آوردند از جهودان و ترساان،گفتم:و اگرچه توانگر باشد؟گفت:و اگرچه توانگر باشند.
عبد اللّه عبّاس گفت:قومى بودند قريب العهد به اسلام،آمدندى بر رسول و از رسول چيزى خواستندى،اگر چيزى بدادى ايشان را،گفتندى:اين دينى نيك است!برآن مقام كردندى،و اگر ندادى بركشتندى.
ابن كيسان گفت:جماعتى بودند از [٧]شجاعان از جملۀ كافران،رسول -عليه السّلام [٨]-ايشان را در خواست تا بديشان با ديگر قوم كارزار كند،حقتعالى ايشان را[نصيبى نهاد] [٩].كلبى گفت:جماعتى بودند از اشراف قبايل عرب كه روز
[٩] [١] .اساس:ندارد؛از آو،افزوده شد.
[٢] .همۀ نسخه بدلها،بجز مل:عبد اللّه بن عمرو.
[٣] .آو،آج،بم،لب+عليهم السّلام.
[٤] .همۀ نسخه بدلها:و اين مذهب مالك.
[٥] .همۀ نسخه بدلها:خلاف كردند.
[٦] .آو،آج،بم،مل،لب:ايشان بر ايمان.
[٧] .مل+اشراف.
[٨] .مل+روز حنين.