روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٨٤ - ترجمه
آنگه حقتعالى گفت از سرّ منافقان [١]: [يَحْذَرُ الْمُنٰافِقُونَ] [٢]؛مىترسند ازآنكه سورتى فرود آيد به ايشان كه در آنجا كشف سرّ و هتك ستر ايشان باشد،و خبردهنده بود آن سورت از ضمير دل ايشان.آنگه بر سبيل تهديد گفت:[بگوى] [٣]اى محمّد!اين منافقان را كه شما استهزا مىكنى كه:خداى تعالى سرّ شما پوشيده نخواهد داشتن جز كه بر صحرا نهد و آشكارا كند،و شما را از آنچه مىترسى [٤]درافتى.
قتاده گفت:اين سورت را«فاضحه»گفتند،يعنى رسواكننده،و«مثيره»؛از خاك بيرونآورنده،و«مبعثره» [٥]؛از گور بيرونآورنده از آن جايى كه در او كشف اسرار است،في قوله تعالى: إِنَّ اللّٰهَ مُخْرِجٌ مٰا تَحْذَرُونَ .
ابن كيسان گفت:آيت در شأن دوازده كس آمد از منافقان كه در شب بر راه رسول-عليه السّلام-كمين كردند بر عقبه در شبى تاريك تا رسول را-عليه السّلام- بكشند،بر اشترش [٦]برمانند تا او را بيفگند.و گفتند:بيست و هشت مرد بودند، بااينهمه خائف بودند ازآنكه خداى تعالى رسول را خبر دهد و ايشان را رسوا كند،و رسول-عليه السّلام-بىخبر بود از اين حال تا جبريل آمد و رسول را خبر داد.رسول -عليه السّلام-اميرالمؤمنين را گفت:تو امشب در پيش ناقۀ من برو،او بيامد و زمام ناقه به دست[٩١-ر]گرفت و به يكدست تيغ داشت و حذيفة بن اليمان را فرمود تا سائق بود،چون به آنجا رسيد كه ايشان كمين كرده بودند،رسول-عليه السّلام- آواز داد يكيك را به نام:يا فلان!و يا فلان!چون ايشان بدانستند كه،رسول -عليه السّلام-بر سرّ ايشان مطّلع شد،پيش دويدند.رسول گفت:چه حمل كرد شما را بر آنكه ما را رها كردى و از پيش [٧]بيامدى؟گفتند:اى رسول اللّه!اين جاى [٨]است مخوف و كمينگاه دشمن،بيامديم تا اين جايگاه بنگريم تا اگر دشمنى باشد او را برانيم و راه پاك كنيم.و رسول-عليه السّلام-گفت:خلاف اين است و خداى
[١] .همۀ نسخه بدلها:حقتعالى از سرّ منافقان رسول را خبر داد و گفت:
[٢] .اساس:ندارد،با توجه به متن قرآن مجيد از آج،افزوده شد.
[٣] .اساس:ندارد؛از آو،افزوده شد.
[٤] .مل+آن.
[٥] .آج،مج،لب:مشيره؛مل:منزه.
[٦] .آو،آج،بم،لب:يا شترش را؛مل،مج:به اشترش.
[٧] .آو،آج،بم،لب+ما.
[٨] .مج:جايى.