روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٨٣ - ترجمه
رَسُولُهُ أَحَقُّ ،و خداى و رسول سزاوارتراند به آنكه ايشان را خشنود گردانند.و آنگه ردّ ضمير به لفظ واحد كرد با آنكه مذكور دو است:«و الله و رسوله احق ان يرضوهما»نگفت،براى چند وجه را؛يكى آنكه:ضمير رد كرد الى اقرب المذكورين و هو النّبى-عليه السّلام-براى آنكه در ارضاى رسول-عليه السّلام- ارضاى خدا باشد-جلّ جلاله-پس حصول او متضمّن است به رضاى بارى-جلّ جلاله- همچنان است كه،يرضوهما گفته.وجهى ديگر آنكه:[ردّ] [١]كنايت كرد الى كلّ واحد منهما كانّه قال:و اللّه احقّ ان يرضوه و الرّسول ايضا احقّ ان يرضوه،فاكتفى باحدهما عن الآخر.و وجه سهام [٢]،آن است كه:تعظيما للّه تعالى،ضمير نام او را ضمير [٣]نكرد با ضمير نام غيرى،و اين جارى مجراى آن باشد كه مردى مىگفت به حضرت رسول-عليه السّلام:من اطاع اللّه و رسوله فقد فاز و من عصاهما فقد غوى.
رسول-عليه السّلام-او را گفت:
بئس الخطيب انت ؛بد خطيبى تو!
هلاّ قلت و من عصى اللّه و رسوله ؛و هركه در خداى و پيغامبر عاصى شود،مراد آنكه چرا ضمير نام خداى با ضمير من بپيوستى! إِنْ كٰانُوا مُؤْمِنِينَ ؛اگر ايمان دارند.
أَ لَمْ يَعْلَمُوا ؛نمىدانند اين منافقان كه هركس كه محادّت و مضادّت كند با خداى و پيغامبر خداى.و محادّه،ممانعت باشد من الحدّ و هو المنع [٤]،و معنى مخالفت و عصيان است.و گفتند:محادّه،مجاوزة الحدّ باشد،و قوله: أَ لَمْ يَعْلَمُوا [٥]، مخرج او مخرج تقريع و تنبيه است استبطاء لعلمهم [٦]و تقريعا [٧]لهم على جهلهم.
فَأَنَّ لَهُ نٰارَ جَهَنَّمَ ،چو [٨]،«فا»جواب شرط است،او را باشد بواجب و استحقاق آتش دوزخ و هميشه باشد[او در آنجا. ذٰلِكَ الْخِزْيُ الْعَظِيمُ ] [٩]؛اينت خزى و عذابى عظيم،و عامل در«انّ» أَ لَمْ يَعْلَمُوا باشد.و زجّاج گفت:اگر«انّ»به كسر گويند روا باشد در عربيّت بر استيناف جز آنكه نخواندهاند.
[١] .اساس:ندارد؛از آو،افزوده شد.
[٢] .آو،بم:سيم؛آج،مل،لب:سيوم.
[٣] .آج،مل،مج،لب:ضمّ.
[٤] .اساس:المعنى؛به قياس با نسخۀ آو،تصحيح شد.
[٥] .اساس:تعلموا؛به قياس با قرآن مجيد و نسخۀ آو،تصحيح شد.
[٦] .آج:بعلمهم.
[٧] .اساس:تفريفا؛به قياس با نسخۀ آو،تصحيح شد.
[٨] .مل:چرا.
[٩] .اساس:ندارد؛از آج،افزوده شد.