روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٥٥ - ترجمه
باشد و نيز با مدينه نيايد.جبريل آمد و او را از سرّ او [١]خبر داد.رسول-عليه السّلام- كس فرستاد تا او را بازآوردند [٢]،و او را گفت:يا عبّاس.يا عمّ!چون به فلان جايگاه رسيدى نيّت بگردانيدى و گفتى:با مكّه روم و نيز روى به [٣]مدينه نكنم.
اين جا محبوس مىباش تا ايمان آرى،ايمانى درست،يا فدا كنى خود را.عبّاس انديشه كرد،گفت:اگر آن سرّى بود [٤]ميان من و امّ الفضل،اين سرّى بود ميان من و خداى و كس را بر دلها اطّلاع نباشد مگر خداى را.گفت:يا محمّد!مرا درست شد كه به حقيقت تو پيغامبر خدايى و تو را از آسمان وحى مىآيد به غيب و اسرار دلها.
دست مرا ده تا ايمان آرم ايمانى درست.آنگه ايمان آورد و ايمان او درست شد و اسلامش نكو.پس خداى تعالى در حقّ او [٥]و آن جماعت اين آيت بفرستاد،و گفت:
اگر خداى تعالى از دل شما حقيقت ايمان داند،به عوض اين كه از شما بستدند، شما را عوض به از آن و بيش از آن بازدهد.عبد اللّه عبّاس گفت،پدرم گفت [٦]:
صدق اللّه فيما اخبر؛راست گفت خداى تعالى در آنچه گفت،از من بيست اوقيّه زر ببردند،خداى تعالى مرا به عوض [٧]چندان مال و نعمت داد كه بيست غلام بخريدم و هريكى را مال بسيار دادم تا به تجارت رفتند براى من،كمينه غلام بيست هزار دينار [٨]در سرمايه داشت،آنگه گفت:بر خداى كس زيان نكنند مال را كه ببردند،به اضعاف آن عوض يافتم و مغفرت بر سرى،كه: وَ يَغْفِرْ لَكُمْ ؛و بيامرزد شما را براى آنكه او آمرزنده و بخشاينده است.
قتاده گفت،روايت كردند ما را كه:رسول را-عليه السّلام-غنيمتى رسيد از بحرين هشتاد هزار دينار و رسول-عليه السّلام-وضوى نماز كرده بود تا نماز پيشين كند،نماز نكرد تا جمله ببخشيد و تفريق بكرد هيچ ساكت وسايل را رها نكرد كه عطا نداد.آنگه عبّاس را گفت:اين بخش و تفرقه مىكن،او گفت:چنان كه خاك فشانند من آن زر مىفشاندم.آنگه گفت:اين بيش از آن و به از آن است كه
[١] .آو،آج،بم،آن:و از سرّ او رسول را.
[٢] .همۀ نسخه بدلها،بجز مل و مج:بازخواند.
[٣] .همۀ نسخه بدلها:با.
[٤] .همۀ نسخه بدلها،بجز مل و مج+از.
[٥] .همۀ نسخه بدلها،بجز مل و مج:در او.
[٦] .همۀ نسخه بدلها،بجز مل و مج:عباس گفت.
[٧] .همۀ نسخه بدلها،بجز مج+آن.
[٨] .همۀ نسخه بدلها:درم.