روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٥٨ - ترجمه
مكحول روايت كرد از ابو امامه،كه او گفت،من عباده صامت را پرسيدم از اين آيت،گفت:آيت در اهل بدر [١]آمد،چون ما خلاف كرديم در آن و بدخويى كرديم، خداى تعالى از ما بستد [٢]و قسمت آن با رسول افگند،و در اين،تقوى بود و طاعت خداى و رسول و صلاح ذات البين.رسول-عليه السّلام-ميان ما به سويّت قسمت كرد.
سعد ابو وقّاص گفت:آيت در من آمد،و سبب آن بود كه برادرم را بكشتند روز بدر-عمير را-و من سعيد بن العاص بن اميّه را بكشتم و تيغ او را برگرفتم-و آن تيغى نيكو بود معروف آن را«ذوا الكتيفه [٣]»گفتند-پيش رسول آوردم و گفتم:يا رسول اللّه! اين تيغ مرا ده كه من خداوندش را بكشتم.گفت:اين تيغ مرا نيست و تو را نيست، مسلمانان راست،برو و بر سر غنايم نه.من بيامدم و آن بر سر دگر غنايم نهادم و رنجى عظيم به دل من رسيد،گفتم:باشد كه آن تيغ به كسى افتد[١٨-پ]كه اين رنج نبرده باشد كه من.خداى تعالى آيت[اين] [٤]فرستاد و رسول-عليه السّلام-قسمت غنايم بكرد و آن تيغ با رسول افتاد به من بخشيد.
ابو اسيد مالك بن ربيعه گفت:روز بدر تيغى گرانمايه به دست من افتاد كه آن را«مرزبان»گفتند.رسول-عليه السّلام-بفرمود تا هركس كه چيزى دارد از غنيمت باز جاى آرد،من آن تيغ با سر غنيمت نهادم،ارقم بن ارقم از رسول -عليه السّلام-بخواست،به او بخشيد.
ابن جريح گفت:آيت در مهاجر و انصار آمد كه بر سه فرقه شدند و[در] [٥]غنيمت خلاف كردند،خداى تعالى كار آن با رسول افگند تا چنان كه صواب داند قسمت كند به سويّه.قوله: يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْأَنْفٰالِ ،گفت:تو را مىپرسند اى رسول من از انفال كه،كه راست بگو كه خداى راست و پيغامبر را.بعضى مفسّران گفتند:«عن»،به معنى«من»است،من تبعيض،اى من الانفال،يعنى بعض الانفال.آنگه سؤال،نه سؤال استفادت باشد،سؤال استماحت باشد.و بعضى دگر گفتند:«عن»،صله است و زيادت،و التّقدير:يسألونك الانفال،و قرائت عبد اللّه مسعود بر اين است.
[١] .اساس:بيت؛با توجه به آو،و اكثر نسخ تصحيح شد.
[٢] .آو،آج،بم،لب،آن:نپسنديد.
[٣] .آو،آج،بم:ذوى الكثيف.
[٥] [٤] .از آو،افزوده شد.