روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٣٨ - ترجمه
دوازده ماه نهادند جز كه [١]ماههاى عجم بر آفتاب باشد و ماههاى عرب بر هلال ماه كه نو مىشود،قال اللّه تعالى: اَلشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ بِحُسْبٰانٍ [٢].و اشتقاق شهر از شهرت كار اوست در آنچه مردم محتاج باشند در آن به او در محاسبات و معاملاتشان و محلّ ديونشان و حجّ و روزه و عباداتى كه محتاج باشند در آن به ماه. فِي كِتٰابِ اللّٰهِ ؛در كتاب خداى.گفتند:در لوح محفوظ،و گفتند:در قضاى و حكمى كه كرد آن روز كه آسمان و زمين آفريد،و گفتند:در كتابهايى كه بر پيغامبران فروفرستاد. يَوْمَ خَلَقَ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضَ ؛آن روز كه آسمان و زمين[آفريد] [٣]تعلّق دارد به عند اللّه، يعنى اين حكم به نزديك خداى آن روز تقرير افتاد كه،خداى تعالى آسمان و زمين آفريد،و عامل در او آن معنى است كه:در عِنْدَ اللّٰهِ هست از استقرار اى،استقرّ هذا الحكم عند اللّه يَوْمَ ؛و او عمل كرده است در هر دو ظرف،ظرف مكان و ظرف زمان.
مِنْهٰا أَرْبَعَةٌ حُرُمٌ ؛از آن،يعنى ماهها چهار [٤]حراماند.واحد فرد و ثلاثة سرد؛يكى تنها و آن:رجب است.و سه پيوسته و آن:ذوالقعده و ذوالحجّه و محرّم است.و براى آن حرام خواند [٥]آن را[كه حرام كرد آن را] [٦]،براى حرمتش،و گفتند:براى آن حرام خواند اين ماهها را كه انتهاك حرمات در اين ماههاى [٧]عظيمتر بود،و عرب اين ماهها را حرمت داشتندى و تعظيم كردندى تا اگر مرد قاتل پدر و برادر خود را ديدى در اين ماه،او را تعرّض نكردى [٨]از حرمت اين ماهها.و قولى آن است كه:رجب را، از اين ماههاى حرام،براى آن اصمّ خوانند كه در او آواز سلاح نشنيدندى.در جاهليّت چندين حرمت بود اين ماهها را،و چون اسلام آمد اين ماهها را جز حرمت و فضيلت نيفزود،و على الخصوص ماه رجب كه حقتعالى از ماههاى اين چهار ماه برگزيد،و از چهار ماه،ماه رجب برگزيد.و ابو سعيد خدرى روايت كرد از رسول -عليه السّلام-كه گفت:
الا انّ رجبا شهر اللّه الاصمّ و انّما سمّى الاصمّ لانفراده من الاشهر الحرم. و ابو رجاء العطاردىّ گفت:اين ماه را در جاهليّت منصل[٧٥-پ] الاسنّة و مضر الاسنّة گفتندى،هيچ آهنى بر رمحى رها نكردندى و الّا بگرفتندى [٩].
[١] .آج،مل،لب:چرا كه.
[٢] .سورۀ الرّحمن(٥٥)آيۀ ٥.
[٦] [٣] .اساس:ندارد؛از آو،افزوده شد.
[٤] .همۀ نسخه بدلها+ماه.
[٥] .همۀ نسخه بدلها،بجز مل و مج:خواندند.
[٧] .همۀ نسخه بدلها:ماهها.
[٨] .همۀ نسخه بدلها:نرسانيدى.
[٩] .مل:برگرفتندى؛مج:نگرفتندى.