روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٦٦ - ترجمه
يُجٰادِلُونَكَ ؛جدل مىكردند با تو، فِي الْحَقِّ ،اى فى القتال،در قول مجاهد و جماعتى مفسّران.و يُجٰادِلُونَكَ ،حكايت حال است،اى مجادلين لك فِي الْحَقِّ .
و اصل جدل در لغت،سختى باشد،من قولهم:جدلت الحبل اذا احكمت فتله؛ و الاجدل الصّقر لشدّته،و الجدالة الارض لصلابتها،و الجديل الزّمام من الاديم [١]لشدّته و احكامه. بَعْدَ مٰا تَبَيَّنَ ؛پس ازآنكه روشن شد كه آن حقّ است و از قبل خداى است و به فرمان اوست. كَأَنَّمٰا يُسٰاقُونَ إِلَى [٢٠-پ] اَلْمَوْتِ ؛به غايت كراهت و شدّت مجادلت با كسى مانند كه پندارى ايشان را به مرگ مىرانند،و ايشان در آن مىنگرند يعنى بكام و ناكام،اگر خواهند و اگر نه،مىبايد رفتن ايشان را چنان كه مرد را [٢]به ره مرگ ببايد رفتن،اگر خواهد و اگر نه.
قوله: وَ إِذْ يَعِدُكُمُ اللّٰهُ إِحْدَى الطّٰائِفَتَيْنِ ؛ياد كن اى محمّد!چون خداى تعالى وعده داد كه از اين دو طايفه و دو گروه يكى شما را اند؛امّا عير و امّا قريش، وَ تَوَدُّونَ [٣]أَنَّ غَيْرَ ذٰاتِ الشَّوْكَةِ تَكُونُ لَكُمْ ؛و شما خواستيد كه آن باشد شما را كه نه خداوند شوكت و سلاح بود،يعنى عير و كاروان[حسن بصرى گفت:مسلمانان عير خواستند و رسول-عليه السّلام-قريش را خواست.و اگرچه با شوكت و حدّت و شدّت بودند و خداى تعالى رسول را-عليه السّلام-وعده داد از دوگانه يكى:امّا عير و امّا قريش] [٤]و قوله: إِحْدَى الطّٰائِفَتَيْنِ ،در محلّ نصب است بدان كه [٥]مفعول دوم وعد است،و أَنَّهٰا لَكُمْ ،در محلّ نصب است به آنكه بدل احدى الطّائفتين است. وَ تَوَدُّونَ أَنَّ غَيْرَ ذٰاتِ الشَّوْكَةِ تَكُونُ لَكُمْ ؛و شما آن دوست داشتيد كه شما را آن بود كه در او حدّتى و شوكتى و سلاحى نباشد.وددت الشّىء اذا تمنّيته اودّه ودادة،و وددت الرّجل اذا احببته اوده ودّا و مودّة،و هو ودّى و وديدى،و هر دو معنى محتمل است اين جا،هم محبّت و هم تمنّا،و براى آن ذٰاتِ الشَّوْكَةِ گفت [٦]،صفت احدى الطائفتين [٧].و سلاح را شوكت براى تيزى خواند،من الشّوك الّذي هو النّبت تشبيه[به خار نبت] [٨]؛و شوكت،كنايت باشد از حدّت،يقال:لفلان شوكة،اى حدّة؛و الشّوكة
[١] .همه نسخه بدلها،بجز لت:الأدم.
[٢] .آج،لب:مرده را.
[٣] .اساس:تريدون؛با توجه به متن قرآن مجيد تصحيح شد.
[٤] .اساس:ندارد؛از آو،افزوده شد.
[٥] .همه نسخه بدلها:به آنكه.
[٦] .همه نسخه بدلها+كه.
[٧] .همه نسخه بدلها+است.
[٨] .اساس:ناخواناست؛از آو،افزوده شد؛لت:به تيه و خار نبت كرد.