روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٢٩ - ترجمه
روايت كرد،گفت:به نزديك رسول شدم-عليه السّلام-و او در سايۀ كعبه نشسته بود- چون نزديك او رسيدم،گفت:
هم الاخسرون اعمالا؛ ايشان به عمل زيانكارتراند.
مرا سخت آمد،ترسيدم و گفتم مگر از من حادثهاى آمده است!گفتم:يا رسول اللّه! كيستند ايشان؟گفت:
الاكثرون الّا من قال بالمال هكذا و هكذا [١]عن يمينه و شماله و خلفه و قليل ما هم؛ گفت:بيشترين مردمان الّا آنكس كه مال خود از جوانب خرج مىكند در رضاى خداى-عزّ و جلّ-از چپ و راست و پس،و ايشان اندك باشند.
قتاده گفت كه ما را روايت كردند از أبو ذر و ابو هريره كه:هركه مال كه صاحبش بند برآن زند از زر و سيم،آن گنج باشد تا آنگه كه بردارد [٢]آن را.شريح روايت كرد از أبو ذرّ الغفارىّ-رحمة اللّه عليه-كه گفت:هركه او ده هزار درم بگذارد آن [٣]داغ گردانند براى او.و ابو هريره گفت:هركه او ده هزار درم رها كند،آن را صفايح گردانند و او را به آن عذاب كنند تا خداى تعالى از حكومت خلقان بپردازد.عمّار ياسر گفت:قوم عيسى-عليه السّلام-مائده خواستند،چون مائدهشان آمد كافر شدند به آن و قوم صالح،ناقه خواستند چون بدادندشان كافر شدند بدان؛و شما را نهى كردند ازآنكه زر و سيم گنج نهى و منتهى [٤]نشدى،گنج مىنهى.مردى گفت:گنج مىنهيم؟گفت:بلى،و براى آن يكديگر را مىكشى.شعبه گفت:ابو هريره شمشيرى داشت كه نعل آن سيم بود،أبو ذرّ غفارى او را از آن نهى كرد و فرمود:تا سيم از او بر گرفت و گفت،از رسول-عليه السّلام-شنيدم كه:هركه او سيمى رها كند داغ كنند او را بدان روز قيامت.شهر بن حوشب روايت كرد از ابو امامه كه:مردى از اصحاب صفّه فرمان يافت:در جامۀ او دينارى يافتند،پيغامبر-عليه السّلام-گفت:
كيّة؛اين داغى است او را.ديگرى فرمان يافت،در جامۀ او دو دينار يافتند،رسول -عليه السّلام-گفت:
كيّتان ؛دو داغ است اين دو دينار او را،و قول اوّل به صواب نزديكتر است براى آنكه وعيد بر منع زكات است نه بر جمع مال از وجه حلال،و دليل بر اين،قول رسول است-عليه السّلام-كه گفت:
من ادّى زكاة ماله فقد ادّى
[١] .همۀ نسخه بدلها،بجز مل و مج+و هكذا.
[٢] .آو،آج،بم،مج،لب:بپردازد.
[٣] .همۀ نسخه بدلها:او بميرد و زر و سيم بسيار رها كند آن را.
[٤] .آو،آج،بم:منهى.