روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٦٠ - ترجمه
كردهاند [١]كه در آن تصرّف كنند [٢]از آنچه ايشان را از آن چاره نباشد از متاجر و مناكح و مساكن.و چون پيغامبر-عليه السّلام-يا امام زمينى از اين زمينها به كسى دهد به اجارتى معلوم يا به ربع دخل آن يا به ثلث و كمتر و بيشتر آن [٣]مال اجارت بدهد،باقى او را حلال باشد.و در قرائت اهل البيت نيز چنين آمد كه قرائت عبد اللّه مسعود است. يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْأَنْفٰالِ ؛از تو مىخواهند [٤]انفال،بگو:انفال خداى راست و پيغامبر را.[و اگر ايشان مستحق آن بودندى،خداى نگفتى: فَاتَّقُوا اللّٰهَ ؛از خداى بترسى] [٥]،و انفال،جمع«نفل»باشد،و نفل،در لغت زيادت باشد،و منه النّافلة لأنّها زيادة على الفرض [٦]،قال لبيد:
انّ تقوى ربّنا خير نفل
و باذن اللّه ريثى و العجل[١٩-ر]
و فرزندزاده را نيز نافله براى آن گويند كه زيادت باشد[بر فرزند] [٧]،قال اللّه تعالى: وَ وَهَبْنٰا لَهُ إِسْحٰاقَ وَ يَعْقُوبَ نٰافِلَةً [٨]... ،خلاف كردند در آنكه آيت منسوخ است يا نه،بعضى گفتند:منسوخ است بقوله: وَ اعْلَمُوا أَنَّمٰا غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَأَنَّ لِلّٰهِ خُمُسَهُ [٩]-الآية،اين قول مجاهد و سدّى و عكرمه و عامر الشّعبى است و اختيار جبّائى.و ديگر مفسّران گفتند:منسوخ نيست؛و درست آن است كه منسوخ نيست، براى آنكه نسخ محتاج بود به دليل،و چيزى نيست كه دليل نسخ او مىكند.و ديگر آنكه تنافى نيست ميان اين آيت و آيت خمس،و نسخ آنجا باشد كه تنافى بود ميان ناسخ و منسوخ،و جمع نتوان كردن ميان ايشان.
و خلاف كردند در آنكه پس از رسول-عليه السّلام-كسى را [١٠]انفال باشد؛ سعيد بن المسيّب و عمرو بن شعيب گفتند:لا نفل بعد رسول اللّه.اين در عهد رسول بود،پس از او كسى را نيست.و به نزديك ما و به نزديك جماعتى فقها،آن است كه، انفال رسول را باشد در [١١]حيات او و ائمّه را از پس او كه قائم باشند مقام او.آنگه گفت: فَاتَّقُوا اللّٰهَ ؛از خداى بترسى و طاعت او را كار بنديد و از معاصى او اجتناب
[١] .همه نسخه بدلها،بجز لت:است.
[٢] .همه نسخه بدلها،بجز مل و مج:كند.
[٣] .همه نسخه بدلها:او.
[٤] .لت:مىپرسند.
[٥] .اساس:ندارد؛از آو،آورده شد.
[٦] .آو،آج،بم،آن:الفرائض.
[٧] .اساس:ندارد؛از آو،افزوده شد.
[٨] .سوره انبيا(٢١)آيۀ ٧٢.
[٩] .سوره انفال(٨)آيۀ ٤١.
[١٠] .لت+از.
[١١] .آو،بم،آج،لب،آن+حال.