روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٣٥ - ترجمه
خداى جمع كرد [١]ميان ايشان،كه او غالب [٢]است،محكم كار است.
اى پيغامبر!بس است تو را خداى و آنان كه پسر و تو باشند از مؤمنان.
[٤٣-پ] ؛اى پيغامبر؛گرم بكن مؤمنان را بر كارزار اگر باشند از شما بيست مرد صبركنندگان غلبه كنند دويست را،و اگر از شما [٣]صد،غلبه كنند هزار را از آنان كه كافر شدند،به آنكه ايشان گروهىاند كه نمىدانند [٤].
؛اكنون تخفيف كرد [٥]خداى از شما و دانست كه در شما ضعيفانند [٦]اگر باشند از شما صد صابر،غلبه كنند دويست را،و اگر باشند از شما هزار،غلبه كنند دو هزار را به فرمان خداى،و خداى با صابران است.
قوله: كَدَأْبِ آلِ فِرْعَوْنَ [٧]،محلّ«كاف»،رفع است به آنكه خبر مبتداست [٨]، و تقدير آن است كه:دأبهم كدأب آل فرعون،اى عادتهم مثل عادت آل فرعون.و «دأب»،عادت و طريقت باشد،يقال:ما زال ذلك دأبه و دينه و ديدنه،اى عادته و طريقته.عبد اللّه عبّاس گفت:كفعل آل فرعون.ضحّاك گفت:كصنعهم.مجاهد و عطا گفتند:كسنّتهم.يمان گفت:كمثالهم،يعنى اهل بدر همان كردند و همچنان كردند كه آل فرعون،لا جرم با ايشان همان كردند كه با آل فرعون كردند از عذاب و نكال.كسائى گفت:كشأن آل فرعون،يعنى چنان كه ايشان كفر آوردند و جحود كردند،اينان همان كردند.اخفش و مؤرج گفتند:كعادة آل فرعون،و قال خداش بن زهير العامرى:
و ما زال ذاك الدّأب حتّى تخاذلت
هوازن و ارفضّت سليم و عامر
[١] .آج،لب:پيوستگى افگند.
[٢] .آج،لب:استواركار.
[٣] .لب+باشد.
[٤] .آج،لب:اندر نيابند.
[٥] .آو،بم،لب،آن:سبك كرد.
[٦] .آج،لب:سستى است.
[٧] .همۀ نسخۀ بدلها،بجز مل+الآيه.
[٨] .همۀ نسخه بدلها،بجز مل و مج:كه مبتداست.