روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣١١
خرما بياورد و گفت:يا رسول اللّه!دى همه روز،كار كردهام دو صاع خرما مرا دادند،يكى براى عيال بازگرفتم و يكى براى صدقه آوردم.رسول-عليه السّلام- گفت:برو بر سر خرماى صدقه كن.طعن زدند منافقان،و گفتند:عبد الرّحمن و عاصم آنچه دادند به ريا دادند،و خداى تعالى مستغنى است از صاعى خرما كه ابو عقيل بيارد،و لكن خواست تا نام او در متصدّقان باشد،خداى تعالى آيت فرستاد:
اَلَّذِينَ يَلْمِزُونَ الْمُطَّوِّعِينَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ فِي الصَّدَقٰاتِ ،بيان كرديم كه«لمز»چه باشد،و اختلاف اقوال در او.حقتعالى گفت:آنان كه عيب كنند و غمز و چشم شكنند بر سبيل سخريّت بر آنان كه تبرّع كنند از مؤمنان در صدقات.و اصل مطّوّعين،متطوّعين بوده است،«تا»در«طا»ادغام كردهاند لقرب المخرج چنان كه در نظاير او برفت،يعنى عبد الرحمن و عاصم. وَ الَّذِينَ لاٰ يَجِدُونَ إِلاّٰ جُهْدَهُمْ ؛و آنان را نيز عيب كنند كه ايشان جز طاقت خود نيابند و مال بسيار ندارند،يعنى ابو عقيل.و بعضى اهل لغت گفتند:جهد و جهد،هر دو لغت است،كالوجد و الوجد.
و شعبى گفت:الجهد فى العمل،و الجهد فى القوت.و قتيبى گفت:الجهد الطّاقة،و الجهد المشقّة. فَيَسْخَرُونَ مِنْهُمْ ؛فسوس مىدارند از ايشان،[خداى از ايشان فسوس دارد،يعنى جزاى سخريّت ايشان] [١]بدهد.آنگه جزا به لفظ مجازى بر خواند براى ازدواج،كما قال تعالى: وَ جَزٰاءُ سَيِّئَةٍ سَيِّئَةٌ مِثْلُهٰا... [٢]،و قوله: فَمَنِ [١٠٠-ر] اِعْتَدىٰ عَلَيْكُمْ فَاعْتَدُوا عَلَيْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدىٰ عَلَيْكُمْ... [٣]،و قولهم فى المثل:كما تدين تدان،و قول الشّاعر:
دنّاهم كما دانوا
وَ لَهُمْ عَذٰابٌ أَلِيمٌ
.ايشان را عذابى مولم،موجع باشد.ابو الشّليل،روايت كند كه:مردى روزى بيامد و در قبيلۀ ما بايستاد و گفت:حدّثنى ابي او عمّى،گفت:
پدرم يا عمّم،مرا حديث كرد كه،رسول-عليه السّلام-گفت:هركه امروز صدقهاى دهد،من فرداى قيامت براى او گواى [٤]دهم به آن،و گفت،پدرم گفت:من عمامهاى داشتم،خواستم تا از سر آن پارهاى بدرم و به صدقه بدهم،آنگه مرا از آن شرم آمد و بشريّت رها نكرد مرا،مردى بيامد كه در همه بقيع از او درازتر نبود و از او
[١] .اساس:ندارد؛از آو،افزوده شد.
[٢] .سورۀ شورى(٤٢)آيۀ ٤٠.
[٣] .سورۀ بقره(٢)آيۀ ١٩٤.
[٤] .همۀ نسخه بدلها:گواهى.