روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٩٦ - ترجمه
غير واقع-و اللّه اعلم بمراده و [١]كلامه.
حسن بصرى گفت:آيت در صحابه رسول آمد-طلحه و زبير و عمّار-و گفت، زبير اين آيت مىخواند و مىگفت:ما سالها اين آيت مىخوانديم و ندانستيم كه از اهل اين آيتايم [٢]تا بديديم خود آيت در حقّ ما بوده است.سدّى گفت:آيت در اهل بدر آمد آنان كه ايشان مفتون [٣]شدند روز جمل،مراد هم طلحه و زبير باشند.بر اين قول عبد اللّه بن مسعود گفت:هيچكس نيست از ما و الّا مفتون است به فتنهاى،أ لا ترى الى قوله: أَنَّمٰا أَمْوٰالُكُمْ وَ أَوْلاٰدُكُمْ فِتْنَةٌ [٤]... ،پس هركه از شما پناه با خداى دهد،بايد تا از مضلاّت فتن پناه با خداى دهد.حذيفة بن اليمان گفت از رسول -عليه السّلام [٥]-كه او گفت:گروهى اصحابان من از پس من چيزهايى كنند [٦]كه باشد كه خداى بيامرزد ايشان را آن به صحبت من،و جماعتى برآن كار كنند و برآن بروند و به دوزخ شوند.و ابو هريرة گفت كه،رسول-عليه السّلام-گفت:قيامت برنخيزد تا فتنهاى پيدا نشود عمياء مظلمه؛كور تاريك،كه آنكس كه در آن فتنه خفته باشد به از آن باشد كه نشسته،و آنكه نشسته باشد به از ايستاده باشد،و آنكه ايستاده باشد به از رونده باشد،و آنكه رونده باشد به از دونده باشد.يكى از جمله اصحاب،رسول را-عليه السّلام-گفت:يا رسول اللّه!اگر اين فتنه مرا دريابد و من در تاختن باشم؟گفت:تاختن مكن،با رفتن آى.گفت:اگر در رفتن باشم؟ گفت:بايست.گفت:اگر ايستاده باشم؟گفت:بنشين.گفت:اگر نشسته باشم؟ گفت:دستها با خويشتن گير و نگاه دار كه بنده مظلوم باشى به از آن باشد كه بندۀ ظالم باشى.
و حذيفة بن اليمان گفت:رسول-عليه السّلام-گفت:فتنهاى بيايد چو پارههاى [٧]شب تاريك،در او هلاك شود هر شجاعى سخت و هر سوارى نكير و نيكتاز،و هر خطيبى فصيح.و رسول-عليه السّلام-گفت:
[انّ الفتنة تجىء فتنسف العباد نسفا
[١] .همه نسخه بدلها:من.
[٢] .مل:هستيم.
[٣] .همه نسخه بدلها بجز مج و لب:مقتول.
[٤] .سوره تغابن(٦٤)آيۀ ١٥.
[٥] .همه نسخه بدلها،بجز مج+شنيدم.
[٦] .همه نسخه بدلها،بجز مج،مل،لب:مىگفتند.
[٧] .اساس:پارها/پارهها،با ادغام دو حرف همجنس.